X
تبلیغات
رایتل

..... غزل ، عشق است ......

شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من- علی محمد محمدی-

سراب 26 / دی /90

مجله روزهای زندگی 15 دیماه 90 یکی از غزلهای نارس من و چاپ کرده بوده خواستم اسکن کنم بذارم اینجا چرا که شعرهای قشنگی در کنارش بودن و همینطور عکس کورس عزیز که مدتهاست ندیدمش ! اما دیدم اون غزل ، یکی از پست های این وبلاگه و تکراری میشه!

دیگه منصرف شدم و یکی از غزلهای سالهای گذشته م رو قرار دادم تا یاد و خاطره ی ایام دانشگاه رو گرامی بدارم


 سراب

 

دو سه روز است د لم در تب و تابی دگر است

به نظر می رسد ، آغاز عذابی دگر است

 

گر چه ، کبک دلم از چنگ عقابی،رسته

بال و پر بسته ی چنگال عقابی دگر است

 

هر چه گویم : دل غفلت زده ام ! خواب بس است

این نه آن چشمه ی جوشان ، که سرابی دگر است

 

ولی افسوس ! که دل - این دل وامانده ی -  من

نیست آگاه و از این خواب ، به خوابی دگر است

 

بازهم ، در به در کوه و بیابان گشتن

این همان عاقبت خانه خرابی دگر است

[ دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 ] [ 03:00 ] [ علی محمد محمدی ] [ 131 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه