X
تبلیغات
رایتل

..... غزل ، عشق است ......

شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من- علی محمد محمدی-

1-) سرزنش 2-) ای نگاهت

1-)  سرزنش


جز همین سرزنشِ خویش، چه از دست دلم می آید !؟


وقتی از دستِ من، اینگونه دو ابروت، بهم می آید !



آسمانم به زمین می رسد از بستنِ پلکِ ترِ تو


و به تاراجِ خوشی های دلم، لشگرِ غم می آید




بعد از آن حادثه ی تلخ ،که آنگونه تو را رنجانید


دیگر از عشق ، گریزانم و از خویش ، بدم می آید




"الِفی" بودم و از غصّه ی نا دیدن تو ، " دال" شدم


نوبت ماست ، بپرسیم : به ابروی تو خم می آید؟!




اندکی حوصله ! تا شرح دهم ، آنچه گذشت این دو سه سال


گیرِ ما، آدم پر حوصله ای – مثل تو – کم می آید:




چند وقت است، هوای دل من ، یکسره ابرآلود است


پیٍ پاییزِ زمین سوز ، زمستانِ ستم می آید




حسِ بد بینی ام ، آنقدر فزون گشته، که بد پندارم


بر سرِ شانه ی مجروحم، اگر دستِ کرَم می آید




موجم و قسمتم آشفتگی و دربدری شد ، ز ازل


تازه ، اینگونه نباشم ، ز تنم بوی عدم می آید



بخت برگشته و بی روح و زمینگیرم و . . . اما ، دلخوش:

کان پری وارِ مسیحا نفَسِ نیکقدم می آید



.......................................................................................................................................................................



2-) ای نگاهت ...



ای نگاهت آفتاب ظهر تیر !!

آب شد برف نگاهم ناگزیر !



هم شبیه سروی و هم مثل بید


با تو أم بالا بلند سربه زیر !




بس که دنبال تو راه افتاده ام


ردّ پایم حک شده در این مسیر !




روزها و ماهها و سالها


صبر کردم آمدی اما چه دیر !




حال دیگر بارشِ سیلابی ات


کم نخواهد کرد داغ این کویر !




هرچه دارم از دل وجان مال تو


خاطراتت را فقط از من مگیر !


......................................................................................................................................................................

  

[ پنج‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1392 ] [ 02:18 ] [ علی محمد محمدی ] [ 210 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه