X
تبلیغات
رایتل

..... غزل ، عشق است ......

شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من- علی محمد محمدی-

1) گزارشی از مراسم رونمایی کتاب "غزل، عشق است"! 2) مکان تهیه ی کتاب

روز یکشنبه 14 اردیبهشت 93 از کتاب غزل ، عشق است رونمایی شد

در این مراسم با شکوه که در تالار شعر و ادب فرهنگسرای ابن سینا واقع در خیابان ایران زمین شهرک غرب برگزار شد راس ساعت 6 و 30 دقیقه برنامه با اجرای خوب کورس احمدی  آغاز  و به روال هر یکشنبه  شاعران عضو انجمن ادبی که کورس مسئولیت جلسات نقدش را به عهده دارد به قرائت اشعارشان پرداختند

سپس نوبت به کیومرث قصری شاعر مطرح کرمانشاهی رسید تا شعر فارسی زیبایی را با لهجه ی شیرین کرمانشاهی بخواند و حاضران را به وجد بیاورد

بخش دوم مراسم که از چند روز پیش توسط سایت های مختلف از جمله :


 خبر رونمایی غزل، عشق است در سایت ایلام پویا 

  خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ( ایرنا )

پایگاه خبری هنر

سایت فرهنگسرای ابن سینا

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران


خبر رسانی شده بود، رونمایی از کتاب غزل، عشق است بود


«غزل، عشق است» رونمایی می شود

کورس احمدی از شاعران مطرح شهرستان ایوان که مدیریت باشگاه ادبی فرهنگسرای ابن سینا را دراختیار دارد بعنوان مجری برنامه به موقعیت و تاریخچه ی شعر ایوان پرداخت وی با ذکر این نکته که شعر کُردیِ ایوان قدمت زیادی دارد و شاکه و خانمنصور پیشینه ی شعر استان ایلام و این شهرستان را رقم زده اند تولد شعر فارسی ایوان را به دهه ی شصت منتسب دانست همان سالهایی که بهروز یاسمی نخستین غزل های عاشقانه اش را در مجلات و جراید آن سال ها منتشر می ساخت وی به حسین منزوی اشاره کرد که بعنوان یکی از بزرگترین غزلسراهای معاصر، تاثیری شگرف بر غزل عاشقانه ی شاعران ایوانی داشته است

وی در ادامه از علی محمد محمدی دعوت کرد تا بعنوان مولفِ این مجموعه هدفش را از انتشار آن بیان کند

علی محمد محمدی با رجوع به اواخر دهه ی شصت که مثلث عبدالجبار کاکایی ، بهروز یاسمی و ظاهر سارایی شعر و غزل فارسی ایلام را بنا نهادند که ضلع بهروز یاسمی به شعر ایوان هویت داد و آغازگر راهی شد که شاعران غزلسرای دیگری با پتانسیلی خیره کننده آن را استمرار بخشیدند

علیرضا خانی ، حجت رستمی ، علی ادیب ، قباد سوماری ، علی محمد محمدی و به فاصله ای اندک مهرداد محمدی ، کورس احمدی ، داریوش همتی ، حجت و امجد زمانی ، صادق و نادر حسینی و حمدالله لطفی و بعدها  فواد ابراهیمی و مهدی احمدی خواه و آزاده بی باک غزل را به سبک تغزلی آن رونق بخشیدند اگرچه بسیارشان در فضای اجتماعی و حماسی آثار قابل قبولی نیز ارائه می کردند.

وی به دیدار زنده یاد حسین منزوی از ایوان اشاره کردند که چگونه ایشان غزل بچه های ایوان را فاخر می دانستند که می تواند بعضی شان در غزل معاصر ایران جای مشخص و ثابتی را داشته باشند

وی تأخیر ده ساله در چاپ این مجموعه را وجود فضای سیاسیی دانست که بر ادبیات و غزل عاشقانه سایه انداخته بود

ایشان در ادامه گفتند بارها از چاپ این مجموعه منصرف شدم اما هربار نوشته ی زیبای منزوی بر حاشیه ی این کتاب مرا دوباره به ادامه ی راه تشویق می کرد !

محمدی در انتها با قرائت غزلی به برنامه ی خود پایان داد !


در ادامه ی این مراسم قباد (امید ) سوماری که مقیم مرکز است با یاد از زبان مادری یک شعر فارسی خواند

علی ادیب نیز که به تازگی ها البرز نشین شده است و در آنجا جلسات شعر و ادب دارد یکی از غزل هایش را که در مجموعه هم منتشر شده خواند

دکتر علیرضا خانی نیز با اشاره به پیشتازان غزل معاصر از جمله سیمین بهبهانی ، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی و چگونگی ماناییِ این قالب ، با خواندن دو غزل عاشقانه ،غزلی را نیز به زنده یاد منزوی تقدیم کرد


صادق حسینی چند رباعی به هم پیوسته ی زیبا خواند و عبدالجبار کاکایی با اشاره به شعر های عاشقانه نیما و داستان مانلی ابیاتی از آنها را می خواند و به شرح آن می پردازد :

مانلی برای خود آواز می‌خواند و دریا ناگهان طوفانی می‌شود و به او ترس دست می‌دهد‌. ماهیگیر در اندیشه فرو می‌رود. پس از این مرد ماهیگیر به راه خیال می‌افتد و چیزهایی را که به پسند دل دارد‌، نمودار می‌کند‌. سپس در بهم ریختن موج‌، زنی در مقابل چشمانش ظاهر می‌شود که شاعر او را دلفریبنده دریای نهان می‌نامد‌. پری پس از ظاهر شدن با مرد سخن می‌گوید‌. ...



ماهیگیر در گفتگو مردد است و دختر بهتر می‌بیند که باب آشنایی را باز کند‌. از نام و نشانش جویا می‌شود‌. مرد‌، مانلی نام دارد و از حقارت و بدبختی زندگی برای دختر حرف می‌زند و از زشتی خود می‌نالد‌. دختر او را زیبا‌، بهتر بشر‌، بی غل و غش و دارای چشم دل می‌بیند و از او می‌خواهد که کسالت روزگار را کنار بگذارد‌. مرد کسالت خود را با اوضاع زمانه‌، ناتوانی و تنهایی خود توجیه می‌کند و دختر او را دلداری می‌دهد‌


دختر باز می‌گوید تا ماهیگیر را به مقایسه بین خود و زنش بکشاند که‌:

من سفیدم به تن و نرمترم من به تنم یا زن تو‌؟

چشمهای من یا اوست کدام‌

بیشتر در نظرت تیره به فام‌؟


مانلی او را نیکوتر می‌بیند و ...


کاکایی در ادامه با اشاره به اینکه وی چندی ست بیشتر ترانه کار میکند و از غزل فاصله گرفته اما غزل زیبای عاشقانه ای  خواند که با اسقبال زیادی مواجه شد

فواد ابراهیمی شاعر بعدی ست که با یک رباعی کردی شعر خوانی اش را آغاز میکند و غزلی روان می خواند

بهروز یاسمی نیز در باره ی زیبایی های قالب غزل به تفصیل سخن میگوید و با اشاره به غزلی که منزوی برای دخترش غزل سروده ، یاد آن شاعر فقید را گرامی می دارد بهروز غزلی خواند و موجب تشویق حضار شد


 تنها دختر و یادگار حسین منزوی  - غزل منزوی -  در میان تشویق حاضران در مراسم به روی سِن می آید و مقدمه ای که مرحوم پدرش بر این کتاب نوشته را با سلاست هرچه تمام تر می خواند و خوشحال است از اینکه به خود تردید راه نداده و در این مراسم زیبا حضور یافته !


آخرین بخش مراسم ،  رونمایی از کتاب " غزل ، عشق است " بود که کورس با دعوت از غزل منزوی ، عبدالجبار کاکایی ، بهروز یاسمی ، کیومرث قصری و شاعران این مجموعه آنرا به انجام می رساند :



حاشیه های مراسم :

* حضور ایوانی های مقیم پایتخت از حمله تُجّار ، دانشجویان و کسانی که برای نمایشگاه کتاب به مراسم اومده بودند چشمگیر بود

*کورس احمدی در حین اجرای مراسم با گرامیداشت هفته ی معلم از روی سن پایین آمد و به میان جمعیت رفت و با اهداء شاخه گلی به آقای هوشنگ محمدی معلم روزهای دبیرستان خودش مقام معلم را ارج نهاد این کار کورس تشویق حاضران را در پی داشت

*وقتی علی ادیب قبل از شعرخوانی شان گفتند که من کمتر عاشقانه کار میکنم کورس به طنز گفت که عاشقی آدم و لاغر می کند که گویی تکدر خاطر ادیب را بهمراه داشت

دختر زنده یاد منزوی _ خانم غزل منزوی _ در پایان برنامه شان از تریبون تالار به کورس گفت : آیا عشق باعث لاغری می شود !؟ ( منظورشان این بود پس چگونه زنده یاد منزوی چاق بودند ) که کورس گفت فقط با ادیب شوخی کرده اند و این بار هم به شوخی گفتند نه ، عشق باعث چاقی می شود !

* وقتی کورس در باره ی سفر منزوی به ایوان از ایشان به عنوان پیامبر غزل یاد کردند ( منظور کورس پیام آور غزل بود )در ادامه علیرضا خانی به این موضوع اعتراض کردند اما در ادامه غزلی به منزوی تقدیم کردند که در آن گفته بود خدای غزل !

کورس همانجا به خانی گیر داد که شما معترض پیامبر غزل بودید اما گفته ی خود را با بکار بردن خدای غزل نقض کردید !

*حضور جمعی از معلمین سابق ایوان با خانواده هایشان از جمله جواد باسامی ، حسن باسامی محمد سلیمانی و هوشنگ محمدی به مراسم رنگ و بویی خاص بخشیده بود

* بهروز یاسمی در پاسخ به خانی که گفته بود عبدالجبار کاکایی و بهروز یاسمی حواسشون به بچه های ایوان نیست گفت : این بچه های ایوان است که بایستی حواسشون به من باشد نه من حواسم به اونا !

*هنگام دعوت از مهرداد توسط کورس احمدی - مجری برنامه - چند بار ایشان مورد تشویق قرار گرفتند اما مهرداد روی سن نرفت در عوض کورس یکی از غزل های مهرداد را که برای منزوی سروده شده بود از مجموعه انتخاب کرد و به جای مهرداد *خواند که با استقبال حاضران مواجه شد

محمدعلی بهمنی به دلیل حضور در مراسم بزرگداشت بهروز رضوی نتونست در مراسم ما حضور پیدا کند

* تعداد 120 جلد کتاب توسط محمدی به مراسم آورده شد که پایان مراسم در اختیار حاضران قرار گرفت البه تعدادی هم بی نصیب ماندند

* بازار عکس و امضاء کتاب در آخر مراسم داغ بود طوریکه تا پاسی از شب ادامه داشت و کارکنان و نگهبانان فرهنگسرا تهدید به قطع برق تالار کردند