X
تبلیغات
رایتل

..... غزل ، عشق است ......

شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من- علی محمد محمدی-

" شام آخر " !!


بچه ها امشب خورشتِ سَمّ تدارک دیده ام


شام ، ته چینِ فرار از غم تدارک دیده ام



سالها بی خواب و تنها بوده ایم ، امشب ولی


خوابِ راحت در کنار هم تدارک دیده ام



سفره را بنداز دختر ! شاممان آماده است


دوغ هم آورده ام یک کم تدارک دیده ام



زخم !؟ نه ! امشب دهانش بسته باشد بهتر است


من برای زخم ها ، مرهم تدارک دیده ام



شام خوبی بود نوش جان پسر ! حالا بخواب


هر سه مان را خوابِ خوش ، از دم تدارک دیده ام



گوشی سِلفی ندارم ، درد وجدان را ولی


من برای عالَم و آدم تدارک دیده ام



" شام آخر"  !؟   خوابِ آخر !؟   نه ! ، که گامِ آخر است


بیشتر از پیش تر ، محکم تدارک دیده ام



هر که فردا زنگِ در را زد بگو خوابیده ایم !


من برای روز بعدش هم تدارک دیده ام !




علی محمد محمدی

20اردیبهشت 94 ایوان

[ دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 17:44 ] [ علی محمد محمدی ] [ 15 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه