X
تبلیغات
رایتل

..... غزل ، عشق است ......

شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من- علی محمد محمدی-

.... اندر احوالات شهرم .....


یه خبری تو سایت جوی زر ایوان اومده بود که دلم و به درد آورد و کمی اوقاتم و تلخ کرد
تراوش ترانه ای تلخ و واقعی که من فقط نوشتمش :



✅شهرداری را فکری باید/
سهم کودکان شهر من تنها دو تاب بازی است

پدری باید برای دقایقی تاب خوردن رایگان فرزندش ، در صف قرار گیرد یا تنها نظاره گر بچه هایی باشد که با پول پدرانشان از قلعه ی بادی آرزوها بالا می روند و بر غرور له شده ی مردی کارگر سر می خورند . . .

http://joyzar.ir/news/11341




.... اندر احوالات شهرم .....


کمی اوضاع شهر من خرابه


و طرح جامعش بر روی آبه



اگر از دید مسئولان ببینین


 نه تنها خوب، بلکه ناب نابه


تمام کوچه هاش آسفالته هستن 


خیابوناش  پر از چاههای آبه !



ترافیکش رقیب شهر تهرون


پر از شاسی بلند پُر شِتابه


صدای بوق و ترمز،روی اعصاب


تو گویی که بزرگراه نَوابه


فقط کم داشت تانکرهای گازی


که بو[ش] انگار، بو عطر و گلابه


و مَیدان[ی] که اصله توی دنیا


نمی یابی برایش یک مشابه


یه سایپا که بُلن گوهاش میگن:


هُلو ارزان ! آهای سیبِ گلابه !


کفایت میکنه یک شهر و یک تاب !


ولی این شهر دارای دو تابه !!


آهای بچّه! کمی آروم تر ! هیس !


برو !مسئول پارک امروز، خوابه


برو فردا بیا ! یاللّه ! هِرّی !


برو ! عَه جمع کن این اشک و لابه!


برای کودک محرومِ شهرم


دلای اون دو گمنامم کبابه !


چو پرسیدم چرا ای شهر وضعت

 

یه جوری بی حسابه، بی کتابه !؟


جوابم داد و قانع کرد ما را


که وضعم بدتر از زرنه ، سرابه !؟


زمستون، جمعه ها رو سوی سومار


ناهارش هم کباب مرغ ، بابه


تابستون،جمعه شب : "سی عفدلا" که


یه جا پیدا کنی کُلّی عذابه


خوران هم بسته بود این چند ساله

 

سرابش بازه و حالا کم آبه


بمیرن دشمنای خونی ما


همونکه اسمشون نفت و طنابه !


همه ش غصّه،همه ش  قسط و همه ش وام


بجای خنده، رو لب اضطرابه


خلاصه شهر من شهری عجیبه


فقط یک خورده اعصابش خرابه !


           " علی محمد محمدی "

             94/5/24     ایوان



[ یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 00:17 ] [ علی محمد محمدی ] [ 10 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه