قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو
گیرم این باغ ، گلاگل بشکوفد رنگین به چه کار آیدم ای گل ! به چه کارم بی تو ؟
یادتو آن می کند با من که عید با بازار
بهار 91 پیشاپیش برهمه خصوصا شما دوستان وبلاگی ام مبارک باد
میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم تاآهوی تو،کی به کمین گاه می رسد حسین منزوی
تن تو وسوسه ریز و دل من ، وسوسه خواه
نگهت ، صاعقه و طاقت من، خرمن کاه
لب سرخت چو غزالی که به غفلت بچرد !
لب زردم چو پلنگی که کمین کرده براه
می خورد غبطه ، به چشمان قشنگت ، خورشید
می زند نقره ایِ نورِ رُخَت ، طعنه به ماه
بارها گفتمت ای گندم من ! وسوسه ات
می برد ، صبر و قرار از کف من ، خواه نخواه
تا که آخر ، دل وحشی صفتم ، صید تو شد
و گرفتار ، در آن گستره ی تور نگاه
اول اینگونه نبودم به نگاهت سوگند
تو چنان وسوسه کردی ، که شدم اهل گناه
گرچه جز صحبت رسوایی من نیست ، ولی
همچنان ، چشم براه توام ،ای پاره ی ماه
سلام استاد;خدارو شکر همیشه شعراتون عالیه;این بار هم مثل همیشه شعرتون به دلم نشت;واقعا لذت بردم. هربژی
سلام عزیز
صفا آوردین !
به نظزم از همه کاراهایی که ازتون خوندم پر احساس تر و ملموس تر بود و ایضا آقایونانه....
مرسی مهربان
شما به خانمانه ی خودتون ببخشید !
غ ز ل ت زیباست همچون همیشه
لایککککککککککککککککککککککک
! mersi
سلام عمو علی عزیزم
باز هم مثل همیشه قشنگ بود دست مریزاد
عمو جان یکی دو شب اومدم ستاد که زیارتت کنم اما نشد انشاالله دور دوم دیگه همدیگرو میبینیم من که دلم برات خیلی تنگ شده
سبز سبز باشی
منم همینطور
گریندوست نازنین من !
سلام سلطان غزل !
پست جدید مبارکه چشممان روشن شد به جمالتان! خیلی خوش تیپ شدی !
این غزل مال خیلی وقت پیشه؟
سلطان غزل !! اوه اوه اوه ...
آره غزله مال دوره طاغوته !!
سلام خیلی خیلی عالی بود بازم مثل همیشه عاری از هر نقصی ؛ خیلیم خوشحالم که اول نفرم که نظر میدم ؛موفق و پیروز باشید.
سلام امیر خان
مرسی لطف دارین !
غزل من همچینم بی نقص نیست !
همونطور که تو هم همچین نفر اول نیستی !
سلام؛ اگه به وبلاگم سر بزنی خوشحال میشم.
ای به چشم ! الساعه میام !
اولندش من بندری نیستم (شکلک سرشار از خشم) من بندرزندگی میکنم تازه بندری هم بلدیم بحرفیم هیچ وقت به یه اچمی نگین بندری
دومندش ما پاسدارخلیج همیشه پارسیم هنگ تجزیه طلبی به ما نمیچسبه
سومندش خییییییییییییییییییلی ممنون که حرفمونو گوش دادین و به روز شدین کاش زودتر گفته بودماااااا
چهارمندش شعرتون مثل همیشه عالی بود میپسندیم
سلام
تاسومندش که از ما اومده بود
میماند چهارمندش که مرسی
سلام استاد بازم مثل همیشه عالی بود
واقعا لذت بردم
آدرس سایتتون رو استادم داده بودم اومده بود نگاه کرده بود خیلی خیلی از شعراتون تعریف کرد
واقعا مایه ی افتخارید
مرسی عباس جان
افتخار ما شمایین که یه شاعر معمولی رو یه استاد حلوه میدی برا استادت!
آنسـوتر از تمامی قـول و قـرار ها
پاییـز را قدم زده ام بـی تو بارها
پاییز کوچه با دو سه تـا تــاک ریخـته
هــی برگ برگ می تکد از شاخسـارها
امروز جمعه، چندم آذر، خیـــال کن
داری قرار بــا من دل بیقرار...هـا
یک تخت، تخت ساده چوب، من و تو و...
گنجشـک های جاده چالوس، سارها
یک باغ در تصــرف شوم کلاغ ها
یک کاج در محـاصره قارقارها
قلیان و چای، طعم غزل بر لبـان من
چشـم تو، شاه بیت همه شـاهکارها
من جنـگلم، به مخمل خورشید متهـم
سر می کشـند از در و دیوار، دار ها
من زنده ام هنوز ولـی گوش کن، ببین
سر می رسند از همه جا لاشخــوارها
یلدا ترین شب از شب گیـسـوی باغ را
می زخمم از چکاچک خـون انارها
بگذار عاشـقـانه بمیـرم به پـای تو
گردن بگیر مرگ مرا گـرچه دار ها....
ای گردباد خسته ی بی تکسـوار! های!
گم کرده ایم رد تو را در غبارها
یک شـب بیا تو با چمدانی پر از سلام
در ازدحام مـبـهم سوت قطـارها
بـاز آن نگاه مخمـلی نخ نمای را
چون گل بدوز بر تـن ما وصـله دارها
ما خسـته ها، فنا شده ها، ور شکسته ها
ما بد قواره ها، یله ها، بـد بیار ها
***
امروز جمعه، چندم آذر، خیال کن
هی چکه چکه می چکم از انتظــارها
تو می رسـی و هلهله برپاست خوب من
دسـتی تکـان بده به سرور چنارها
این کوچه باغ با دو سه تـا تـــاک ریخـته
هی برگ برگ می تکد از شـاخسارها
این بیت ، سـمتِ مبـهمِ بارانِ دیرگاه
این کوچه را قدم زده ام بی تو بارها
بـاز آن نگاه مخمـلی نخ نمای را
چون گل بدوز بر تـن ما وصـله دارها
ما خسـته ها، فنا شده ها، ور شکسته ها
ما بد قواره ها، یله ها، بـد بیار ها
علی جان
این غزل را با آن که نمی دانم چندبار خوانده ام، این بار هم چون قند مکرر لب و دندان شاخه نبات خواجه که شیرینی عالم با اوست، وسوسه ام کرد و هوایی تا باز بر بال احساس تو به ناکجا -به همه جا- حتا به آنجا که جز گریه کار دیگر نتوان کرد، سفر کنم!
اما جدا از این ها دست کم من می دانم که سال ها پیش از آن که از منزوی عزیز شعری خوانده باشیم، تو این غزل را نوشته ای -سال های پایانی دهه ی شصت-
و حالا بیتی از آن شاعر سفر کرده آورده ای که یعنی از او متأثر بوده ای! شاید بتوان حدس زد چرا ولی از تو می پرسم چرا؟ ناگزیر؟
سلام مهرداد جان سلام شاعر
چه عجب از این ورا !؟ میگفتی گوسفندی ، قوچی ...
چه خبر از تهران و هوای سربی و تا اندازه ای نوروزی اش ؟
حق با توست ! البته من هر چه دارم از منزوی ست ولی ...
تو بهتر میشناسی لحظه های اضطرابم را !
درود استاد
قالب جدید مبارکه خیلی قشنگه......
غزلتون هم مثل همیشه بی نظیر و خواندنی...شاعر و عاشق بمانید....سپاس
بدرود
سلام به ری رای نازنین !
برگ زردی ست تحفه ی پاییز !
سلام
کارهای جدید کو دوست شاعر؟؟؟؟
به روزم و البته منتظر انتقاد
.
سلام شاعر
خوش آمدی
چشم حتما
سلام استاد
عالی بود .لذت بردیم .چشم براه اثار ی دیگر
سلام به همکار ارجمندم مهندس امیر خورشیدی عزیز
صفا آوردی قربان
آقا سلام سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم...
واقعا چرا؟؟
چرا اینجا اینطوریه که من با هرحالی میام اینجا حالم خوب خوب میشه!!!
مهربان دوستم مثل همیشه پراز احساس بود.مخصوصا ای گندم من!
سبزباشی و در پناه حق.
سلام مهندس آرشیتکت !
قربان این نهایت لطف شماست وگرنه ما مال این حرفا نیستیم !
"بی تابـی من در من
در بـه در سمـت تـو .
دوستت مـی دارم هـا را صـرف مـی کنـم ...
در مضـارع التـزامـی !
و همـاره عهـد مـی شکنـم ،
... نـزدیـک مـی شـوم آیا (؟)"
-------
سلام و خوش آمد
آیا آیا یا اااااااا !!!؟؟؟
کارهایتان همیشه زیبا و .....به خود می بالیم برای داشتن شما در این آبادی استاد....!
ممنون و سپاسگزارم همتبار !
سلام عمو علی عزیزم..
فقط و فقط به تلافی کامنت های خصوصی و صد البته خواندنی خودت واسه من!!.. البته ممکنه این آخریو تایید کنم هااا..
باور کن خیلی دوست دارم یه بار که آپ میذاری بیامو بگم ایراد شعرت فلانه و فلانه و فلان
اما توانا هستی دیگه شاعر.. چیکارت کنیم..
به قول منزوی
-خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود-
این بار هم غزل دلربایت با همان چینش دلفریب و رویایی و در عین حال ساده کلمات، مجالی جز برای تعریف به خواننده نمیده..
لب سرخت چو غزالی که به غفلت بچرد !
لب زردم چو پلنگی که کمین کرده براه
*****
در مصرع اول چه هارمونی زیبایی رو بین سرخی لب و غزال(سرخ) و شادی و شیدایی و به غفلت گشتن این دو -معشوقه و غزال- بکار بردین..
و در مصرع بعد عاشق و زردی -ویژگی لاینفکش- و پلنگ و انتظار تصاحب به این بیت جلوه ای خیالی بخشیدن..
****
تا که آخر ، دل وحشی صفتم ، صید تو شد
و گرفتار ، در آن گستره ی تور نگاه
****
و پایان غیر منتظره و همان پارادوکس زیبایی که صیاد اسیر شکارش شده!!
این خرق عادات و تناقض ها شنیدنی و ستودنی هستن
وبسیار جای تبریک و تشکر دارند..
دوستت داریم به شدت
سلام کاوه جان
بابا شاعر بابا منتقد بابا ادیب !
مرسی ! چه قشنگ نوشته ای ! البته نه بخاطرتعریف هات !
بیشتر بخاطر قلم زیبات
اما کلمه ی پر محتواییه
بصیرت
سلام علی محمد چیه شعرایی میزاری رو وبلاگت که هموت سال ۷۸-۷۹ سرکلاست وقتی همون کتا ب را ۵۰ تومان گرانتر ازت خریدیم خوندیم شانس اوردی وبلاگت فیلتر شد دفعه بعد اون شعرا را دوباره میزاری اگه اینم فیلتر شد یه ولاگ دیگه مثلا erme.3.blogsky.com و از هم همین شعرا
جدا من اون کتاب و ندارم 2برابر قیمتی که خریدیش به خودم بفروشش!
با سلام،انجمن های ادبی نیازمند نظرات گرم و سازنده است،
به وبلاگ راوی-انجمن ادبی ایلام- دعوتید.
منتظر نظرات سودمندتان هستیم.
(خوشحال میشیم اگه از مطالبمون خوشتون اومد همکاری بیشتری با هم داشته باشیم)
سلام استاد
مثل همیشه عالی وسرشار از احساس...
دلم میخواد هی بخونمش
کم لطف
شدین به ما سر نمیزنین
لطف داری
چشم حتما میام !
سلام بر استاد گرامی
فقط خواستم یه چیز رو بگم و اون اینه که آنقدر خداوند شمارو سعادتمند کرده که از تمام رده های سنی از کودک گرفته تا یه پیرمرد همه از خوبیای شما میگن و به نظر من بزرگترین خوشبختی ها برای شخصی مثل شماست
سلام امیررضا جان
مرسی از لطف بی شائبه ت
من کوچیک همه ی مردمم و به دوستیشون افتخار میکنم
جدیدا یه دوست 2 ساله به اسم کسرا پیدا کردم و کلی به هم وابسته شدیم
سلام علی جان زیبا مثل همیشه .
منتظر غزلهای .....واسه دور دوم هستم !!!!!
به امید پیروزی موفق باشی.
سلام جناب احمدی فر
مرسی
انشاالله بازهم ...
سلام شاعر بزرگوار
دست مریزاد استاد
این دوتا رو خیلی دوست داشتم:
لب سرخت چو غزالی که به غفلت بچرد !
لب زردم چو پلنگی که کمین کرده براه.
.......
بارها گفتمت ای گندم من ! وسوسه ات
می برد ، صبر و قرار از کف من ، خواه نخواه
......
مرسی استاد !!
ناقابلند
سلام_با تسلیت درگذشت بانوی داستان ایران_با یاد یک اشنا بروزم
غزلتون هم مثل همیشه زیبا بود
همچنین
چشم! الساعه میام
سلام
ممنون از حضورتون
--
غزل جدیدتون رو هم خوندم
در نوع خودش کار جالبی بود
و لذت بردم
آنقدر نیستی که نبودنت
تمام فلسفه های بودن را به شک انداخته....!
مــن دلـــــم بستـــه شـــده بـــه نگــــاه تـــو !
مـــی کشــــانیـــم
بـــی آن کــــه بخـــواهـــی
بــــه هــــر ســـو کــــه مــــی نگــــری ...
سلام بر شما دوست عزیز
بسیار زیبا و خواندنی
احسنت !
عیدتان پیشاپیش مبارک باد
با غزلی به روزم و منتظرتان...
زنده باشید
سلام و ارادت استاد .وبلاگم با یک رباعی و یک عکس به روز است.
و منتظر.
این شماره حسابمه پول بریز جان خودت لباس بخریم 0330315616006 سپهر صادرات
بلللللللله !!!
حالا این آقا محمود که کلا حامی محروم هاست اینقدر محروم ها رو دوس داره که همه مون رو داره به این قشر دوست داشتنی خودش می افزاید !
این یارانه ش رو میشه پس انداز کرد و از سود آن لباس خرید !
برای علی محمد محمدی
هر گوشه که می نشست، تنهایی بود
بغضی که نمی شکست تنهایی بود
برخاست که هرچه داشت با خود ببرد
در گنجه فقط دو دست تنهایی بود ...
«نت های تنهایی»جلیل صفربیگی
مرسی مهندس محمد
لطف کردی
بیا قرار بگذاریم که . . .
هیچ وقت
با هم قرار ی نداشته باشیم !
بگذار همیشه اتفاق بیافتد
این طور بهتر است
من هر لحظه منتظر اتفاقم !
منتظر ِ یک اتفاق
که " تــــو " را به " مـن " برساند...
کـــــره ی زمیــــن بـــه ایـــن بـــزرگــی
امــــا نمــــی دانـــــم چــــرا
جــــز آغــــوشـــت
بــــه هیــــچ جــــای دیگــــری تعلـــــق نــــدارم ...
آغوشت غاری ست...
که وسوسه میکند
همه را برای
پیامبر شدن...
درود مهربان استاد
بهار ۹۱ پیشاپیش بر شما نیز مبارک و فرخنده باد...همیشه شاد و سر بلند باشید.....
سلام ری را !
عیدت مبارک و بهارت سبز ترین باد
چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد
جز تو
که تو هم نیستی.................
سلام شاعر من
وقتی گرمای تو نیست
این می شود حال و روز من و زمستان:
سرماخوردگی های پی در پی!
تب و لرز های بی پایان!!
درود
خواندمت رفیق.
بیا و فیلم تازه ی کیشلوفسکی رو ببین.
شاید هم رنجیده باشد پرنده ای،
از آغوش سرد یک درخت
آشیانه اش را خراب نکن
بهار،
فصل پشیمانی است
سلام
بهارت مبارک
اینو که دیکه میشه تایید کرد نه؟
عیدت مبارک عزیز
بهارت خجسته
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
سلام بر استادعزیز و فرهیخته ام که همواره با غزلهایش جانی دوباره به جسم بی جانم می بخشد.
باز هم مثل همیشه گل کاشتی اما اینبار گلی از جنس خودت خوش بو و چهار فصل
ناقابل است عباس عزیز
عیدت مبارک و بهارت سرسبزتر از همیشه
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
پیشاپیش عیدتون مبارک
عیدی ما هم که فراموش نخواهدشد
عیدی کارگران فراموش نشود !!
بهارت خجسته و اندیشه ات هماره سبز !
یه مان نه د لیت
هایده کووووووووووووره؟
من راه خانه ام را گم کرده ام !
دست من خسته شد از بس که نوشتم
پای من آبله زد بس که دویدم
تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن
چرا اونجا که تویی من نرسیدم........................................
هنوز نمی دانم
اینجا چه فصلی ست
که من کال ماندم
...و
به تو نمی رسم !
سلام.خوبین؟؟؟؟؟؟قالب نو مبارک خیلی قشنگه[:S
انشاالله سال خوب وهمراه با موفقیت بیشتر برای خودتون و خانواده محترم باشه..و از همه مهمتر سلامتی شما بزرگوار انشاالله مهربون..............
003:]راستی این عکسو کجا گرفتین جای قشنگیه؟؟؟عیدتون هم پیشاپیش مبارک
مرسی
عید شما هم مبارک
محل عکس هم "چفته " در شهرستان ایوان می باشد
سلام.بسیار زیبا بود.خوشحال میشم که قدم رنجه بفرمایید.
مرسی
چشم
سلام
شعراتون فوق العادست
امیدوارم موفق باشید
مرسی
سلام استاد پیشاپیش عیدتون مبارک خیلی جالب بود منتظر شعرهای بعدی تون هستیم خسته نباشین
درود بر مهدی نازنین
عید شما هم مبارک
سلام بزرگوار
احوال شما خوبین؟
خانواده محترم خوبن؟
اولا یه عضر خواهی به شما بدهکارم چون اومدین خرمشهر سعادت نداشتیم خدمت برسیم .
اخویم علی رضا نجفی گفت که آقای محمدی و چند تا از بچه های ایوان اومده بودن انشالله وقت زیاده حتماً با خانواده تشریف بیارید خرمشهر در خدمت تون هستیم.
باور کن آقای محمدی خیلی دوست داشتم شما رو ببینم چون من دست به شعری دارم و همیشه وبلاگ شما رو میبینم و استفاده میکنم و یاد آن دوران میفتم یادش بخیر واقعاً دوران پرخاطره ای بود.
ما هرچند خرمشهر هستیم ولی همیشه دلمون ایوانه و پیش بچه های قدیم ایوان هست.
پیشاپیش سال نو رو هم به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم.
باز هم میگم انشالله حتماً با خانواده تشریف بیارین خرمشهر.
راستی من وبلاگ شما رو لینک کردم.
به امید دیدار
سلام بر نجفی عزیز و همه ی نجفی های لبریز از دوستی!
آقا ما اومدیم آبادان و خرمشهر و یه شام هم خونه علی آقا لنگر انداختیم و کنگر خوردیم ! ولی سعادت دیدار شما رو نداشتیم اگر چه ذکر خیرتون شد
ما دیگه بلدشدیم آدرستون و حتما میایم و تلپ میشیم اونجا !
سلام مهربان استاد نامربوط
کاش می شد یه بار دیگه سر کلاس درست بشینم یادته
یه نفر از بچه های طبقه را میبردی پای تخته اگه اون مثبت می گرفت به همه مثبت میدادی و اگه منفی می گرفت به همه منفی میداد ی وای که چقد دلتنگ اون روزام
سلام به تو دانش اموز مربوط - آزیتای عزیز !!!

کم یادم میاد دانش آموزی به اسم آزیتا داشته باشم !!
و کمتر اینکه بابت منفی گرفتن یک نفر به همه منفی داده باشم!