هفتم خرداد۷۴ برایم روزی خاطره انگیز بود دو روز بعد امتحان میان ترم شیمی ۳ که یک کتاب قطور و سنگین بود ودر عصر همان روز نیز جشن فارغ التحصیلی را پیش از موعد داشتیم غزلی در من شکل می گرفت که تمرکزم را برای خواندن درس مخدوش می کرد طوریکه تا تمام ابیاتش به روی کاغذ نقش بست رهایم نکرد ! تا با دست پر راهی آن مراسم شوم!
روز بعد از جشن فارغ التحصیلی در کلاس معادلات و دیفرانسیل که همه ی شیمی محض ها و شیمی دبیری ها کلاسی بانفرات زیاد را تشکیل داده بودن مثل همیشه دیر به کلاس رسیدم دیدم همه ی دانشجویان از جمله استاد دارند مطلب پای وایت بورد را می نویسند من هم بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و آماده ی نوشتن شدم اما دیدم که همه دارند این غزل که با خط قشنگی نگاشته شده بود را می نویسند خجالت زده از کلاس زدم بیرون و آن روز دیگر به آن کلاس بر نگشتم !
یک چیز جالب دیگر این بود که وقتی یک بیت این غزل رو در گوگل سرچ کردم متوجه بیشمار دختران و پسرانی شدم که این غزل را به اسم خود در وبلاگ هایشان نوشته بودند و حتی بعضی از آنها از آن به عنوان سروده ی جدیدشان نام برده بودن !! نوش جانشان !
از شاعر و همکلاسی نازنینم - عباس کرخی عزیز از نیشابور - که زحمت تبدیل ویدئو و ارسال آن را کشیده بودند و اتفاقا مجری خوب آن مراسم جشن فارغ التحصیلی نیز بودند نهایت سپاسگزاری رو دارم !
خداحافظ گلِ همواره در یادم ! خداحافظ
نگار خوش خط و خالم - پریزادم- خداحافظ
من و تو راهِمان از هم جدا - تقدیرمان اینست
تو چون شیرین و من از نسل فرهادم! خداحافظ
اگر چه حتم دارم که مرا از یاد خواهی برد
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم ٬خداحافظ
دگر بعد از تو ای خورشید تابستانیِ عمرم !
ببارد برف دَی در تیر و مردادم ٬ خداحافظ
«تو را با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم»
و خود چون برگ پاییزی که افتادم خداحافظ
و کاش آن لحظه را هرگز به چشمانم نمی دیدم:
نگاهت را - پس از آنکه ندا دادم : خداحافظ !
دانلودفایل تصویری غزل خداحافظ درجشن فارغ التحصیلی ۷۴
غزل کردی « نچیدو » رو بخاطر تلفظ ناصحیح یه واژه مجبور شدم بازخوانی کنم که اینجا لینک دانلودش و میذارم ! بازهم بخاطر عدم تسلط به رسم الخط کردی از ننگاشتن آن عذر میخوام !
سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن
بس کن این شب ناله ها را ازچه خواهی رنج من
جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو
هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او
سلام استاد به علت برف وسرما چندروزیه جی پی اس غیرفعاله ندیدمت تو شهر
این شعرقشنگ تقدیم به گل رویت
هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی است
حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است
از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختی
سینه رنجور من در التهاب انداختی
در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی
پرنیان بنهادی و بار کتان برداشتی
ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
وصف گل رویان شنیدی پا ز سر نشناختی
عیش نا اهلان گزیدی تا گل خود باختی
در پس و پیشت گل خوش عطرو بو بسیار بود
آن گلی که از جور تو پژمرده می شد یار بود
همچو شاهین بر ستیغ قله ها پر می زدی
مسخ موشی گشتی و از قله پائین آمدی
با همه خردی ز تو آرامش و شادی ربود
آنچه پائینت کشید از قله ها نفس تو بود
در خم بی راه از خود پشت پا خوردی دریغ
رفت عمری و ندیدی از کجا خوردی دریغ
هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیست
هر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیست
یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی
در میان باد نوشان اعتباری داشتی
از گذرها می گذشتی خیره سر هنگام جو
روز و شب با یار یک دل می نشستی روبه رو
حالیا بی های و هویی آن سرافرازی چه شد
یار را بازی گرفتی آخر بازی چه شد
این زمان دیگر سر تو با گریبان آشناست
هر دلی ارزان فروشد یار او را این سزاست
اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست
آبروی هر کسی در آبروی یار اوست
گفته بودم با تو رسم عاشقی اینگونه نیست
پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گیست
گفته بودم با تو ای دیوانه بس کن سر کشی
بس نکردی سر کشی اکنون اسیر آتشی
شب سحر شد بامداد آمد تو می نالی هنوز
نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز
ماشالله داره تکثیر میشه این مهران !

میگم نکنه مانند لورانتوس اینجا رو اشغال کنه و مارو بندازه بیرون
آره ! سینوزیت دارم بیام بیرون عواقب داره برام !
سلام وبسایتمو گذاشتم کنار سوال نپرس نگو چرا ؟ و ...؟!

الان توی بلاگفا با داستان های کوتاه الهام بخش کار میکنم اگه بیایی پروتون ونوترون رو جلو پات قربونی میکنم الکترون نمیکنم چون منفی نگره یهو دیدی نیامدی
راستی ببخشید جانباز خو نیوده؟!ها
بهم سر بزن
تا دروودی دیگر بدروود
سلام ایمان جان خوبی ؟ مرسی بابت قربونی هات !
شوخی میفرمایین وبلاگتون هستش!
همین الان رفتم و مطالبت و خوندم !
جانباز هم نیستم ! چطو مگه !!؟
سلام استاد..........دراین شب سرد با جامی لبالب از مهربانی،باپیاله ای دیدار ناب با یک شعر سرد سرد زمستانی پذیرای لبخند مهربانی هایت هستم....تنهایم مگذار..........منتظرت می مانم تا وه ره سو...
هاتم خونیمان خالو جلال
دردد له مالم وه علی ارا ای شعریل نازاراده !
یه ارا نایده انجمن تن خدا !؟
chashm
bishtar pamoono to kafshe bozorgan nemikonim
aslan maro che be sher
oonam az nooe koordi:D
نفرمایید سرکارخانم
مانه کفش داریم و نه بزرگیم !
کردها همچینم خطرناک نیستیم فوقش سرتون و گوش تا گوش ....
بعضی وقتها زبان از وصف یا قاصر (!!!!) یا عاجز است!
ترجیح میدم سکوت اختیار نمایم!!!!
( کارو پید درم!!!)
انگار تهدید می فرمایین قربان !!؟
جراااااااا کامنتامو نمى ذارى ى ى ى ى؟ گریه بکنم؟؟؟
نه بابا دشمنتون زار بزنه !
کدوم کامنتارو میگین !؟
برید قبلترا رو بخونی حتما هستشون
سلام و درود !
با دو رباعی چشم به راه نظر ارزشمند شما هستم .
الساعه
آخرش پریدن از این قفسه
رفتن و بریدن از هم نفسه
تنها راه رسیدن به آسمون
عدم بازدم یک نفسه
آخرش همه میرن شاه و گدا
غصه خوردن واسه دنیا عبثه
نکنیم پیروی از نفس پلید
که اینا عین هوا و هوسه
به خدا داشته باشیم فقط امید
واسه خوشبختی ما همین بسه
راستی استاد شاعر بهترین شعرای کردی شمایین من هر روز صبح با صدای شما صبحانه میخورم آخه انرژی و اشتهای آدم زیاد میشه
گفتم چرا لاغر و مردنی هستی !!!
سلام ببخشید له بمبارانگه وتم شاید جانیاز بیود ؟
نه بابا جانباز چووه !؟ له بین چگم کلاً !
سلام آقاى محمدى. شعراتون خیلى قشنگن!!!
ولی نمره های تو هیچم قشنگ نیستن !
برو درس هات و بخون !
دفعه ی دیگه هم نبینمت اینجا !
حالا یه لحظه وایسا !
ببخشید حواسم نبود :
علیکم سلام
درود عزیز خواندمت موفق باشی عزیز
خوش آمدی قربان !
ای دوست بپرسیدن یک دوست قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت.
اه ...

یاسی مٌرد !!؟
ای داد بیداد !!
چه یچه ی نازی بود ! حیف شد ! خدا رحمتش کنه !
خوب شد مٌرد ! شعراش خوب نبودن !
خب اونو ولش کن تو خوبی شاعر !
سلام آقای محمدی بابا من میگم دیگه کاری با وبسایتم ندارم توی بلاگفام هستم گفتم بیای بلاگفا قربونی بران میکنم


اسم سایتم به جای وبلاگمو برات نوشته بودم حواسم نبود ببخشید
تو خونواده ی مادریم بهم میگن از طرز رفتارو اخلاق عین همایون هستی نمیدونم راست میگن یانه؟
میگن بعضی موقع اینقدر شوخ هستی وبعضی موقع ها اینقدر غد هستی که اصلا حوال له آیم نینید
من میگم : اره برا هاوه پیمو
در اخر هم بیا وبلاگم باشه
تا دروودی دیگر بدروود
سلام
تقصیر خودت بود که آدرس عوضی میذاری ! مگه اون یکی چش بود !؟
حال خوبه با ما روی شوخت بال اومده نه اون یکی !
خوب معلومه بچه به داییش میره !
* * ★ ★ ♡ * * * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★
یه شب پر ازستاره برایتان ارزومندم
ستاره های جهان ریزه خوار چشم تو اند !
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
★ ☆ *
♥ * ★ ★ ★ *
سلام علی آقا
خوبی برادر جان،
بی مقدمه می نویسم تقصیر از آن عزیزانی نیست که غزلت را به نام خویش نگاشته اند،
تقصیر از توست که اینهمه زیبا میسرایی تا هر مخاطبی آرزو کند تا این شعر و همه ی شعر های بکر و بی بدیل علیمحمد محمدی مال او باشد...
آنها با چشم دل شعرت را خوانده اند و کم آورده اند و با دست دل سرقت کرده اند
نوش جانشان
سلام شاعر من - صادق نازنین ! -

وقتی مادری از دخترش تعریف کنه قسمت داییش میشه !
تو بخاطر دوستی دیرین و پایدارت بایستی از من تعریف کنی !
لطف داری صادق جان ! کاش در ایران فقط شعر دزدیده می شد !
اما همونجور که خودت می دونی خیلی چیزهای دیگرمون هم ....
با چه ذوقی شعروبرات فرستادم دریغ ازیک تعریف الکی
تفا ریوم براگم !
سلام اقای محمدی جریان چیه شما یه وبلاگ زدین و شعرهاتونو توش گذاشتین بعدش مردم ایوان یه شبه عین ویروسی که تکثیر میشه همه وبلاگ نویس و شاعر و عارف و حرف های خوب خوب میزنن مردمی که تا دیروز عمده حرفشون وقتی مثلا یه شخصی میومد براشون سنخرانی میکرد جیغ میزدن (( ا یییو)) واقعا مردم ما با فرهنگ شدن یا دارن ادای بافرهنگ ها رو در میارن و این فقط یه حباب فرهنگیه که هر لحظه امکان داره بترکه
و به قولی هر بچه کلاس پنجم و دبیرستانی 30 -40تا وبلاگ مزرخرف داره که همش از اینترنت گرفتن و پر توش جملات عاشقانه اس حالا منتظرن یکی مثل شما یه تغیراتی و تو وبلاگش بده و بعد به قول کردی خودمان (هو مالی شون گل کنه و از شما فورا تقلید کنن)
و همشونم میرن تو وبلاگ همدیگه والکی ازهم تعریف میکنن و پر وبلاگشونم شعرهای عاشقانه س که حکایت از یک عشق زمینی داره پسرها برای دوست دختراشون ودخترا برای دوست پسراشون شعر میذارن که اینطوری پیش بره فاتحه مون خونده س.
قربانت سمندر فوزول
سلام همشهری عزیز - سمندر گل - که قطعا اسم نازنینت غیر از اینه !
اول اولش خوش اومدی اینجا و صفا آوردی !
دومش چه اشکال داره آدم بیاد اینجا دق دلش و خالی کنه !
چرا بایستی اینجا رو هم به همدیگه سخت بگیریم !
کم تو فضای واقعی تنگ نظری هست !؟ خب جوونا مجبورن یه جای مجازی هم شده حرف دلشون و بزنن !
یادمه دوران دبیرستان یه شلوار لی ( اسم مارکش زیکو بود ) خریده بودم ! حسرت پوشیدنش رو دلم موند !
یه بارش هم برا پایگاه مقاومت اسم نوشتم گزینشش ردم کرد گفتش که گفتن تو خونه ۵۰ تا نوار حسن زیرک داری !
گفتم واقعا حسن زیرک اینقدر کاست داشته و ما ندونستیم !؟ من همه ش ۴ - ۵ تاش و گوش کردم !!!
الانم داشتن یه سایت شخصی حق هر کسی ست !حق سمندر عزیز هم هست
من چرا با این چرت و پرت هام یه وبلاگ داشته باشم ولی فلان دختر یا پسر جوان از این حق محروم باشه !؟
قبول کن شهری که هر روز رو دیوارهای سیمانیش چندین و چند اعلامیه خودکشی جوانان و زنان معصوم این دیاره ! چرا بازهم فضا رو تنگ تر کنیم که این شادی اندک را هم از اونا بگیریم !
من رییس انجمن شعر این شهر خراب شده ام !
یه طرح دادم برا شب یلدا بجای جمع شدن تو خونه یه خانواده ی بزرگتر رو تشکیل بدیم و تو سالن اجتماعات ارشاد یه شب شعر کردی با یه موسیقی ملایم بزاریم که مردم کمی شاد بشن !
میدونی بعد از کلی دوندگی چی بهم گفتن !؟
گفت مناسبتش خوب نیست !!
گفتن اگه بخواید میتونی در شب رحلت جضرت رسول ( ص ) یه برنامه بذارید !
کیه از ما که عاشق و مرید و رهرو آن بزرگ پیامبر نباشه !؟
اما اینکه اینگونه ما رو به محزون بودن و همیشه اندوهگین و سوگوار بودن سوق میدن ! این بد و نا پذیرفتنیه !
بازهم بیا و اینجا رو منور کن
قربانت
سلام
خداحافظ فوق العاده س...
شنیا شنیا شنی شن ش ...
این اسم برام آشنا بود !
اگه اشتباه نکنم یه بار دیگه برا یکی دیگه از پست های قبلی کامنت گذاشته بودین !!
خوش اومدین و..
ناقابله
مرسی به خاطر حرفایی که به سمندر زدی.یه پست کامل بود این حرفات.
موفق باشی استاد.
راستی من هنوز زندم.شرمنده باید بگم متأسفانه اون شاعرِ مرد.
سلام یاسی جان
با سمندر دوست و همشهری و هم تبار هستم
حرف های دل خودم بودند که سنگینی می کردند و سمندر جان بهانه ای شد برای ابرازشان !
در باره شاعره ی عزیز - یاسی - هم زبونت لال و گوش ما کر !
سلام استاد عزیزم حالتون خوبه دیارتون نیست؟
سلام شاعر نازنین
بزودی به خانه ی شعرهای قشنگت خواهم آمد
سلام بر استاد و دوست عزیزتر از جانم(استاد محمدی)
همیشه فوق العاده بودید و هستید و خواهید بود
آرزوی موفقیت دارم براتون.
اندر این شهر که هیچش خبر از عشق و وفا نیست//هیچ قلبی بجز از قلب تو پر شور و وفا نیست...
(جوشش ارادت این حقیر ب محضر اهوراییت)
در تمام این سالهایی که معلم بوده ام اگر به تعداد انگشتان دست بخواهم گلچین کنم بی گمان عدنان یکی از آنها خواهد بود !
هم درسخون ٬ هم هنرمند ٬ هم بسیار متشخص و دوست داشتنی !
شعرتم خیلی قشنگ بود ای کاش برا من نبود !
سلام آقای محمدی اگه دوست داشتین من رو هم بلینکین.
سلام
باکمال میل
خوشحال میشم
سلام علی جان خوبی خوش میگذره؟
سلام بهرام عزیز و بی وفا !
کجایی برادر ؟ احوالی از فقرا نمی گیری !
به فضل و یاری پروردگار، و به همت و همدلی شاعران معاصر، در آستانه سیوچهارمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و برای رشد و شکوفایی بیشتر شعر و شاعری در ایران اسلامی، هفتمین جشنواره بین المللی شعر فجر برگزار میشود.
این جشنواره کاملاً رقابتی است و تمام سنین، مضامین، قالبها و حوزههای شعری (سنتی، نیمایی و سپید، سرود و ترانه، طنز)و بخش ویژه کودک و نوجوان را در بر میگیرد.
در پی اهانت به ساحت مقدس پیامبرگرامی اسلام (ص) و بنا به دستور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی ، امسال بخش ویژه پیامبر مکرم اسلام(ص)، به جشنواره افزوده شد و شاعران گرامی می توانند آثارشان را در قالب های مختلف شعری(فقط یک اثر) به دبیرخانه ارسال دارند.
این دوره همانند سال گذشته،کتابهای پژوهشی و نقد در حوزه شعر (منتشر شده ازفروردین 1389 تا پایان آذر 1391)رانیزپذیراست
بدیهی است ارزیابی براساس آثارارسالی خواهدبود وازبرگزیدگان به نحو شایسته ای تقدیربه عمل خواهدآمد.(افزایش مبلغ جوایز نسبت به دوره ی گذشته)
به مدارک ناقص یا آثار ارسال شده بعد از مهلت مقرر ترتیب اثر داده نخواهد شد و در رقابت شرکت داده نمیشوند.
آثار ارسالی شاعران به صاحبان اثر بازگردانده نمیشود.
شرایط:
ارسال آثار در حداقل 10وحداکثر20صفحه شعر (از نوسرودهها) درهریک از بخشهای شعر
درصورت تمایل به شرکت دربیش ازیک بخش،لازم است درهر یک ازبخشها،حداقل10وحداکثر20صفحه ارسال شود
تکمیل وارسال فرم شرکت در جشنواره به ضمیمة تصویرشناسنامه یاکارت ملی
مهلت ارسال:5 بهمن91
نشانی ستاد برگزاری:
تهران،خیابان شهیدمطهری،خیابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستی:1589743111
تلفن:88342979 نمابر:88861324
دریافت اطلاعات بیشتردر: www.fajrpoem.ir
سلام آقاى محمدى ممنون از ایمیلتون. شعرتون اینقده زیبا بود، دیکه جوابى نداشتم که بدم!!! راستى وقتشه که یه بست جدید بذارین...
سلام
همچینم وقتش نیس! قبلنا ماهی یه بار بروز می شدم الان میخوام ۱۵ روز یه بارش کنم اول و پونزدهم هر ماه
هنوز ۱۵ روز نشده
باز هم خواب ریاضی دیده ام
خواب خطهای موازی دیده ام
خواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوند
خنجر دیفرانسیل هم گشته کند
از سر هر جایگشتی می پرم
دامن هر اتحادی می درم
دست و پای بازه ها را بسته ام
از کمند منحنی ها رسته ام
شیب هر خط را به تندی می دوم
گوش هر ایگرگ وشی را می جوم
گاه در زندان قدر مطلقم
گه اسیر زلف حد و مشتقم
گاه خطها را موازی میکنم
با توانها نقطه بازی میکنم
لشکر تمرین دارم بیشمار
تیغی از فرمول دارم در کنار
ناگهان دیدم توابع مرده اند
پاره خطها، نقطه ها ، پژمرده اند
در ریاضی بحث انتگرال نیست
صحبت از تبدیل و رادیکال نیست
کاروان جذرها کوچیده است
استخوان کسرها پوسیده است
از لگ و بسط نپر اثار نیست
ردپایی از خط و بردار نیست
هیچکس را زین مصیبت غم نبود
صفر صفرم هم دگر مبهم نبود
آری آری خواب افسون میکند
عقده را از سینه بیرون می کند
مردم از این y ,x داد ،داد
روزهای بی ریاضی یاد باد
سلام خوبی ؟اقا مخواستم یه اجازه از طرف همه بچه ها ازت بگیرم
آقا اجازه!
بله؟
آقا اجازه هست ما بریم راهیان بور
روز شنبه ویکشنبه ودوشنبه هستش که ما با شما کلاس داریم
همه ی بچه ها حاضرن
و اقای مدیرم گفته اگه همتون برین کلاس ها رو لغو میکنم وامروز به ما گفت دیگه کلاس هارو لغو میکنم
شما هم برین به کافورتون برسین
حالا بچه ها گفتن شما به اقای محمدی بگو که برای ما هم درس هارو توضیح بدن
چون 5 نفر از دانش اموز ها نمیان ملتفت شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اشعار استاد مشفق کاشانی رو هم به صورت صوتی گیر آوردم
از سایت یاسین مدیا گفتم بگم نگی یه وقت نگفتی
اگر چین خو درددان کفی له قاپ قروژنکم !!
واقعا از شعرهاتون لذت میبرم و بارها و بارها می خونمشون.
سلام مهندس جان افتخار دادین !
تو facebook هم که همیشه مارو مرد لطف و تفقدخودتون قرار میدین!
سلام استاد ... چه زیبا و غم انگیز ... لایک
سلام دایی علی؛ واقعأ این غزل سال 74 زیبا بود؛ چرا تا الان روش نکردی?! بہ هر حال خیلی زیبا بود!
اتفاقا همون سال ۷۴ خواستم بهت بگم ولی متاسفانه هنوز به دنیا نیومده بودی تا اینکه ۳ - ۴ ماه بعداز این غزل ٬ تو تشریف فرما شدی !
سلام آقای محمدی
صداتونو تو موبایل داییم شنیدم شک کردم
واقعا شعرتون عالی بود
ازش پرسیدم گفت اره شمایین
سلام کوثر خانم خوبی ؟ امتحانا رو چیکار کردی ؟
دایی ارجمندتون !؟
سلام ممنون عالی بودن
مخصوصا شیمی که از لطف شما و آقای خورشیدی۲۰شدم
تیموری داییمه میشناسین؟
اون شعروهمیشه میزاره دیگه حفظ شده باهاشم میخونه
یه شعر کردیه
تیموری مخابرات ؟
خودت شیمی رو خوب بلدی آقای خورشیدی هم دبیر زحمتکش و خوبیه
ما در این بین هیچکاره ایم
راستی یادم رفت بگم
با اجازه تون لینکتون کردم
مرسی عزیز
شما هم به وبلاگ نارس ما پیوست شدید
قاپ قروژنک یعنى چى؟ راستى .......
یکى از فامیلامون گفت اون موقع ها شما معلمشون بودین، درس که تمام شده معادل فارسى کلمه هاى کردى روبراشون گفتین. مثلا :
له بانا چید بوه ملما: از بالا آمدى بیارو گردنم
کرکو: پسر آبى
خدا بچودو گژد: خدا ازت بره بالا.
بقیشو شما بگین.
باران کرد پس
یعنی واران کردو !!
خیلى باحال بود.....مطمئنم ازینا بیشترن. بازم بگین...
براخاص دارابى: برادر خوب درخت آبى!
سلام ((دی ارا عصاب خود خراو کید؟؟!
))
اصلا لغو بیو
به خاطر بودجه کمه حاجیی جان لغو شده
داشتم تو نظر ها سیر میکردم گفته بودی
شما همیشه مارو تو فیس بوک مورد لطف قرار میدین
مگه شما نگفتین با فیسبوک کاری ندارم
مچ گیری میکنی نامرد !؟
گفتم من با فیسبوک کاری ندارم
نگفتم فیسبوک با من کاری ندارد !!
سلام علی من بی وفام؟از سرکوچه تون بیشتر جایی نمیری کسی ببیندت.بگذریم یه دفتر.....ایلام گذاشتم البته خونه هنوز ایوانم. مشغولم کرده .خیلی دوس دارم ببینمت فرصت پیش نمیاد.هرجا باشی دوست داریم
مرسی بهرام جان
انشاالله که کاروبارت بگیرد و همیشه روبراه باشی
سلام به استادی که شعرهاش 20
می دونین که منو یکی از فامیلامون چیکار کردیم ،اومدیم شعر هاتونو لینک کردیم بعدش گفتیم ببینیم کی ازشون زیاد حفظ می کنه راستی اگر آپ کردین یه شعر جدیدم بزارین ......
خیر پریده ها !
نامی گرفتتون !؟
می رفتین دو تا شعر خوب حفظ می کردین !
یکی دو روز دیگه یک غزل کردی و به اسم « دالگ » به دالگم و همه ی دالگ ها ی جهان تقدیم میکنم !
مثل تمام قطارهای این عالم / / سفر را دوست میداری/ /نترس/ /نترس/ /کوپه نخواهم بود / /تا همیشه به دنبال تو باشم/ /ریل خواهم شد/ تا به سادگی از من بگذری
قطار می رود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
ومن چقدرساده ام که
سال های سال در انتظاره تو
کنار این قطار رفته ایستاده
و هم چنان
به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام !!
سلام استادجان همه ی شعرات شنیدنی و زیبان
این شعرتم که واقعا عالیه ولی لین ی بیتش عالیه
اگر چه حتم دارم که مرا از یاد خواهی برد
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم ٬خداحافظ
دگر بعد از تو ای ....
این یعنی چی؟
چی یعنی چی !؟
سلام علی اقا هم وبلاگتونو خوندم هم شعرهای زیباتونو دیدم وهم نظرات قشنگ دوستانو ازتون خواهش میکنم یه شعری بگیدوبزاریدبرای همه اون عشاقی که نتونستن به عشقشون برسن ممنون میشم
دلم شکسته ترین شیشه ی شهر شماست !
چشم !
شما لینک شدید. مرا بنام امیر محمدی لینک کنید
خوش اومدی و
لینک شدی عزیز
سلام استاد
چه غزل ساده ودلنشینی بود دست مریزاد
چه خبر از انجمن انشاله هفته آینده برمی گردم ایوان حتما دیداری تازه می کنم با دوستان
فعلا بدرود
سلام میثم جان خوبی ؟
جات خالی بود شاعر !
خواندمتان موفق باشید...
خوش اومدین
همین یکی دو کلمه ای که نوشتی؟
سلام استاد اون (سلام) منو فامیلمون بودیم
چرا؟اتفاقا شعرهای شما خیلی عالین دیگه امتحانامونم تموم شده وقت زیادی هم داریم،من کلا زیاد نمی خوابم امروزم که جمعه بود هیچ کاری هم نداشتم ساعت6از خواب بیدارشدم غزل نچیدو رو حفظ کنم تا قبل عید یکیمون دیگه باید برنده بشه ولی دعا کنید که من برنده بشم فعلا خداحافظ .......
من داور !!
استاد به خدا از بس اومدم و دیدم ابدیت نکردی مردم دیگه چی شد این ابدیت
استاد این شعر خداحافظ خداییییش قشنگه از اینا بازم برامون بذار
استا دوست دارم بای
سلام محمد امین جان
چشم ٬ حتماً
فردا یا پس فردا
به جست و جوی تو
بر درگاه ِ کوه میگریم،
در آستانه دریا و علف.
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته پنجره ئی
که
آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.-
و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد.
پس به هیئت گنجی در آمدی:
بایسته وآزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است!
***
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرک باد نام تو -
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
سلام امیررضا جان خوبی ؟
این همون شعر شاملوی بزرگه که به احترام نام فروغ و برای درگذشتش سروده شده:
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی ...
سلام مادیگه 4شنبه میام کلاس...
شماهم میاین؟ منتظریما......................
سلام و درود به استاد و عمویه عزیزم : جناب محمدی!
خوبید قربان؟! احوال؟؟!
عمو علی میخام شره بنموو!!!
این شعرو بخون ببین به حالو هوا میاد؟!
با مسول امتحانا دعوام شد یه دفه یاده این افتادم :
در پسین روزهایه فصل بهار
برگ ها در هجوم پاییزند
زرد ها رویه شاخه میمانند
سبزها رویه خاک میریزند
جایه عطر گل اقاقی و یاس
بوی خون در فضای این شهر است
گویی احساس سر بلندی و اوج با تمام درخت ها قهر است
از کف سنگ فرش هر کوچه
خون ناحق لاله را شستند
غافل از این که در تمام شهر
سروها جایه لاله ها رستند
شب به شب رویه شاخه هر سرو
قمری و چلچله هم اواز است
بانگ الله اکبر از هر سو
نغمه ساز است و نغمه پرداز است
هر دهانی که بویه گل میداد
دوختندش به نوک سوزن ها
بوی گل شد گلاب و جاری گشت
از دو چشم خمار سوسن ها
ناله پر شرار مرغ سحر
معنیش ارتداد و بی دینیست
در زمستان ذوق و اندیشه
سبز بودن چه جرم سنگینیست!
ساقه هایی که سبز تر بودند
سرخ گشته به خاک غلتیدند
باقیه ساقه ها از این ماتم
برگ های سیاه پوشیدند
نخل را کنده, بید میکارند!
بید مجنون کجا ثمر بدهد؟!
ای که بر رویه ماه چنگ زدی!
باش تا صبح دولتت بدمد!
سلام فریادجان خوبی ؟
این که شعر خوبیست اگه اشتباه نکنم از محمدرضا عالی پیام باشه
حالا چرا شر !!؟