رمضان است و دلم لک زده تا کی رسی از راه عزیز
عید من بسته به باز آمدن چهره ی ماهت دارد...
باتبریک عید فطر ، گفتم در این گرمای وسطِ تابستون یک غزل برفی شاید دما را پایین بیارد غزلی که در ماههای آخر سال 92 سروده ام و جزو غزل های مجموعه شعر جدیدم تحت عنوان :
" هرچه دل بفرماید " است که اردیبهشت سال 94 به چاپ خواهد رسید
تقدیم به مخاطبان نازنینم :
هرچند طومارِ خوشی های مرا برچیده برف
با این همه، خوش آمده ، پایش به روی دیده،برف
از ناودانِ چشمم از دیروز ، باران جاری است
اما درونِ سینه ام ، یکریز می باریده برف
تا خواستم بُگریزم از خود ، رادیو اعلام کرد:
راه فرارِ از خویش را ، تا رویِ سر پوشیده برف
ازقبل با باران، قرار صبحِ خیسی داشتم
قول و قرار و نقشه هامان را زِ هم پاشیده برف
مسدود کرده راههایِ روستاییِ دلم
تا شهر پُر جمعیتت !!! این پا پتی کوبیده برف
هی خواسته مَنعم کند ، بازم بدارد از سفر
با صد زبان چرب و نرم ، آرام و تر کوشیده برف
غم، پشتِ در زوزه کشان ، تا بَر دَرَد حالِ مرا
این گرگِ بد ترکیبِ خون آشام را زاییده برف !
یخ زد جوانیّ و نشاطِ روزهای پشت سر
حالا پریشان و خراب و روی سر : "باریده برف"
سُر خورده ام در برفِ پُر حجمِ زمستانِ خودم
با هر زمین خوردن ، به من صد بار می خندیده برف !
با تو قدم در زیر باران ، عاشقانه می زدم
حرصش درآمد بارها ، دندان به هم ساییده ، برف !
پا را فرا تر از گلیمش بُرده تا آبم کند
بر زخم سر باز دلم ، مُشتی نمک پاشیده ، برف
***
اما بداند لحظه ای پا پس نمی خواهم گذاشت
تا بعد از این کمتر بگوید حرف ناسنجیده ، برف
من دست در دست تو تا دروازه ی فصل بهار
گیریم حالا راه را ، از حِقد سدّ گردیده برف !
بهمن ماه 92
و در آخر :
پیراهن سرخ غروب هفتم مُرداد را
از تن به در آوردی و حالا سیه پوشی چرا !؟
...................................................................................................................
عکس روز :
...................................................................................................................
وبلاگ دیگرم مرغ سعادت با مطلب :
" دیدنی ها و خواندنی ها و شنیدنی ها " بروز است
سلام و عرض ارادت،امیداورم سالم و سرفراز باشید انشالله. همچون گذشته سرفراز و موفق و کلامت گرم و پرطنین باشید ای عزیز. مثل همیشه زیبا می سرایید .
در پناه خداوند
سلام مهندس حسین عزیز
خوشحالم که ادیبی فاضل چون جنابعالی مرا می خواند
برف و بوران و سرما و گرما و ......
نه
هیچ چیز نمیتواند تو را از من!بگیرد
امتحان کردم
امکان ندار
اما بداند لحظه ای پا پس نمی خواهم گذاشت
تا بعد از این کمتر بگوید حرف ناسنجیده ، برف
شعرت زیبا بود علی محمد جان




همیشه لبت باشد خندان
به یاد داری آن روز برفی را
تو از این روز هم داری حرفی را؟
سلام آقای محمدی شعرت زیبا بود
منم این دو بیت رو تقدیم به تو می کنم
سپاس بخاطر دو بیت قشنگت
هرجا کم آوردی ... حوصله نداشتی ... گرفته بودی ....
پول نداشتی .... کار نداشتی ... باطریت تموم شد .... تسبیح رو بردار
صد بار بگو استغفرالله ربی و اتوب علیه آروم میشی ...
استغفار آثار فوق العاده زیادی دارد و فقط برای آمرزش گناه و توبه نیست .
استغفرالله ربی و اتوب علیه (100)
استاد خوبم مث همیشه عالی بودی
سلام مهندس عزیز
مثل همیشه بنده نوازی می فرمایین !
استاد به قول شما ، ما برف ندیده ها رو چه به برف......
اما
یخ زد جوانی ونشاط.....
راستی..
عید همه مبارک
غم، پشتِ در زوزه کشان ، تا بَر دَرَد حالِ تو را
اما قافیه رو ول کن
غلط کرده گرگ ! بیجا کرده غم !
شکر خدا حال اهورا خوب است و شما و محمد تودهنی به غم زده این
ممنون خوبم
سلامتی ، فعلا مشغولیم...
چن روز به نتیجه کنکور امسالم نمونده ، ببینیم شاگرداتون امسال چیکار میکنن.
پریای ما که خیلی استرس داره.
موفق باشید
انشالله پریا هم از راه یافتگان به وصال خواهد بود
سلام چه عجب قالب وبلاگت ملوچگ نداره؟
پیام این حرکت چیه؟
تا یخ نبستم بدرود
ملیوچگ چوه مالد آباد
آیم روِنج کیگ !
برای رد شدن از سیم خاردار باید یک نفر روی سیم خاردار می خوابید تا بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان!
همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد.
گفت چکار دارید بنامش افتاده دیگه.
عجب پیرمرد سنگدلی!
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان!
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار در دلها غوغائی شد.
بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان همه رفتند الا پیرمرد!
گفتند بیا.
گفت:نه شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره
ممنونم از حضورتون لطف کردید.
سلام
عیدو تبلیغ کتاب و یه شعر برفی و مرداد و آبشارها......
معما طرح کردین استاد یا خاستین از کلیشه ای بودنو تکرار مکررات فرار کنین؟!
چون نظر آزاده من عرض میکنم وبلاگتون دسه کمی از بازار اقتصاد نداره شایدم شما دیگه از نظر روحی و....بش احتیاجی ندارین و بر حسب عادت به روز، که چه عرض کنم! تغییر داده میشه!! قبلنا گلی و اسیه و مه بمرم دی نچیدو با اون شور هیاهوها و نه به حالا......
شاید باید بخایم از دخترای شهرمون بساط اتیش سوزری رو مهیا کنن که شاید رونق سابق برگرده!
شعر برفیتونو خوندم دوسه بار و باز چون نظر ازاده عرض میکنم دوسش نداشتم دوسه بیتشم چنبار خوندم تا وزنشو متوجه شدم !
واما این عکستون که ادم هوس میکنه فیلم های استتهامو ببینه اگه کل این صفحه امتیاز داشت من همشو به عکستون میدادم هرچن سال پیش ولی به روزتراز پستاتون
با احترام
سلام و عرض ادب و احترام
عید و که باید تبریک می گفتم چون پست رو اونروز گذاشتم
کتاب هم تبلیغ نکردم من برا کتاب " غزل، عشق است " چیزی حدود 3 میلیون هزینه کردم کتابی که شعر شاعران شهرم بود جالب بود بعضی از شاعران این مجموعه حتی حاضر نبودند با یه اس ام اس خشک و خالی یه تشکر کوچیک بکنن !
خیلیا کتاب اولم " دری به باغ پریشانی " و ازم خواستن و هنوزم میخوان
چون من نمیخوام اونو با اون شکل و شمایل تجدید چاپ کنم و اگه این کارو بکنم قطعاً بعضی از غزل ها فرصت حضور مجدد و در آن را نخواهند داشت تصمیم گرفتم در یه کتاب جدید تعدادی از غزل های منتخب اون کتاب با غزل های بعدی ام کتاب " هر چه دل بفرماید" را شکل ببخشم
و به دوستداران شعر و غزل عاشقانه تقدیم کنم
مرداد هم که ماه زندگیمه و ...
و در آخر اینکه من هنوزم وبلاگم رو و مهمتر از آن مخاطبان نازنینم و دوس دارم و اگر روزی به این نقطه ای که شما اشاره کردین برسم قطعاً بروزش نخواهم کرد نه اینکه به زور و با اکراه در آن بنویسم !!
نظرتون در مورد این شعر هم برام جالبه اگر چه خیلیای دیگه نظرشون در تقابل با نظر شماست و البته هردو نظر برای من قابل احترام و ارزشمند
آهان اینم اضافه کنم خدا نکند کسی برای شعر گفتن من جان عزیزش و ...
عکس هم
با سلام خدمت استاد عزیز
خداییش من وقتی شعراتو میخونم نمیدونم چی بگم فقط میگم واقعا عالی ان و لذت میبرم از خوندنش
نظر کارشناسی هم بلد نیستم فقط بعنوان بک مخاطب میگم بسیار ممنون
سلام کانی عزیز
تقدیم به شما
استاد عزیز
تیکه ای از شعر دوستمو نوشتم تو وبلاگم خوشحال میشم بیاین و نظری راجبش بنویسن درواقع باعث افتخار ماست
چشم حتماً
سلام استاد...
من همیشه به وبلاگتون سر میزنم ولی اولین باره که نظر میدم....
شعر خیــــــــــــلی قشنگی بود...
البته من شعر کردی ( کم خود بگر عرامان ) رو بیشتر دوس دارم
به قول دکتر محمود موفق و پیروز و سر بلند باشی...
سلام ریوار عزیز
من قبلاً دو دوست و مخاطب نازنین به اسم ریوار برام کامنت میذاشتن که البته هویت هردوشون برام مشخصه
اولش فکر کردم یکی از آن دو عزیز باشی
ولی اینکه نوشته اید اولین باره کامنت میذارم مشخصه که دوست و ریوار سوم هستین
خوشحال میشم معرفی بفرمایین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
می دونید تو جبهه تعاون کجا بود؟!
محلی بود که بچه ها ساک شخصی خودشون رو تحویل می دادند و به جاش یه پلاک می گرفتند
و بعد از اینکه می خواستند برن خونشون می رفتند تعاون پلاک رو تحویل می دادند و وسایل شخصیشون رو
تحویل می گرفتند
می دونید حدود شش هزار ساک هنوز که هنوزه داخل تعاون مونده
و این یعنی اینکه هیچ وقت هیچ پلاکی
برنگشته تا وسایلش رو تحویل بدن
هیچ وقت . . .
شهدا شرمنده ایم
روحشون قرین رحمت باد
نه کتابی به جای مانده،نه سرودی
نه مزموری به جای مانده،نه مذهبی
نه اندیشه ای به جای مانده،نه نجاتی
دانایی مرده است
خِرَد مرده است
شجاعت مرده است
و آخرین آرمان های آدمی
در سنگرهای سوخته مدفون مانده اند.
اینجا
همه چیز بر باد است
اینجا
جان و جهان مرا ربوده اند
آرمان ها و آوازهای مرا ربوده اند
مرا از بلندای برج ها
به دار آویخته اند
زنده یاد
شیر کو بی کس
پرنده، دانه ای توت را با خود برد
به سنگی داد
سنگ باران خواست
باران آمد و بوسیدش
جای بوسه، گلی بشکفت،
از آن سوها
عاشقی آمد، به میعادگاه اش میرفت
گل را از ساقه چید
به معشوق اش داد
معشوق گل را به زلفش آویخت
و در اندک زمانی
باد شمال طره ای از موی های اش را با خود برد،
شهر بوی عشق گرفت !...
" شیر کو بی کس "
سلام و درود همیشگی بر شما شاعر عزیز ایلام.
باز هم در شبی سیاه غزلی خواندم به سپیدی برف!
دلنشین و با اندیشه و احساس .
همیشه شاد باشید و غزل خوان شاعر.
در پناه حق .
سلام سرکارخانم ابراهیم نژاد عزیز شاعر برزیل نشین ما
تب و تاب جام حهانی فرو کاسته یا نه !؟
به شعرخوانی تان خواهم آمد
الهی…
با خاطری خسته، دلی به تو بسته، دست از غیر تو شسته، و در انتظار رحمتت نشسته ام…
میدهی،کریمی..نمیدهی،حکیمی..میخوانی،شاکرم..میرانی،صابرم…
الهی...
احوالم چنان است که می دانی و اعمالم چنین است که می بینی!
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز…
الهی، مشتِ خاکی را چه شاید و از او چه بر آید و با او چه باید…؟
دستم بگیر یا ارحم الراحمین...
الهی!
نـــام تو مــا را جواز!
و مهــــــر تو ما را جهــاز!
الهی!
شنــاخت تو ما را امان!
و لطف تو مـــا را عیـــان ـ
الهی!
فضـــل تـــو ما را لوا,کنف تــــو ما را ماوی !
الهی!
ضیعفان را پناهی
قاصدان را بـــر سراهی
مومنـــــان را گواهی چه بود که افزایی و نکاهی؟
الهــــی!
چه عزیز است او که تو او را خواهی!
ور بگریزد او را در راه آریی.
طوبی آنکس را کـــه تو او رایی!
آیا که:تا از ما خــــود کرایی؟
تـو هم تلخ بودی
تلــخ !
درست مثل قطره های فلج اطفالی
که در کودکی به خوردم می دادند !
غافل از اینکه این بار
تلخی تــو دلم را فلــج کرد ...!
.......................
سلام استاد ممنون از اینکه بهم سر زدین
چه غم دارم که این زهر تبآلود،
تنم را در جدایی میگدازد
از آن شادم که در هنگامهی درد،
غمی شیرین دلم را مینوازد.
"فریدون مشیری"
چه زیبا خالقی دارم دلم گرم است می دانم
که فردا باز خورشیدی،میان آسمان چون نور می آید
شبی می خواندم با مهرسحر می راندم با نازچه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا با آنکه می داند گنهکارم
اگر رخ بربتابانم دوباره می نشیند بر سر راهم
چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
یک میوه را بهانه کردی مرا از اسمانت راندی
یک باغ سیب نذر بهانه ات
زمینت را هم از من بگیر.
با تو قدم در زیر باران ، عاشقانه می زدم
حرصش درآمد بارها ، دندان به هم ساییده ، برف !
سلام استاد خوب هستین؟ شعر بسیار زیبا و دلنشینی بود لذت بردم..
سلام آرش جان
سبزمون کردی رفیق !
سلام و عرض ادب و احترام حضور شما استاد عزیز.
وعرض تبریک به مناسبت عید فطر.
واقعا زیبا و بجا بود چون وسط این گرمای طاقت فرسای مرداد دلمون بدجوری هوای برف و سرما کرده بود....
راستی داشتم یه سبد با 17 شاخه گل رز سرخ را با سلیقه و شوق و ذوق تزیین میکردم، که بفرستم حضور استاد عزیزم......
تا اولین نفری باشم که زادروز این شاعر گرانقدر و فهیم را تبریک عرض میکنه. هر روز یک شاخه را بر دارید و ببویید تا همواره مشام جانتان مثل همیشه خوشبو و عطرآگین باشد.
سلامتی و شادکامی شما آرزوی قلبی ماست.
در پناه حق.
تارا 10/مرداد/93
مرسی خانم کاظمی
گلهایتان را نگه خواهم داشت سپاس فراوان از گل بودنتان
سلام ببخشید یادم رفت در کامنت قبلی چاپ کتاب جدید را که در آینده نه چندان دور به وقوع می پیوندد را تبریک عرض کنم.
امیدوارم بتونیم شاهد رونمایی این اثر ارزشمند شما در سالن همایش های برج میلاد باشیم. مطمئنم که استقبال بی نظیری خواهد داشت.
به امید موفقیت های روز افزون اسناد عزیزم.
ارادتمند تارا. 10/مرداد/93
سلام تارا خانم





لطف داری شاعر ایشالله کتاب شعرهای قشنگ خودت
رونماییش هم برج کج پیزا
سلام
اقای محمدی عزیز من مثل همیشه رک حرفمو میزنم!!و نقدم یعنی همین رک و بی پرده بودن! جاییم که باید ستایش میکنم.چنوقت هست که وبلاگتون مث سابق نیس صراحت کلام منم بیشتر به این دلیل بود که از شما انتظارها زیاده.امیدوار بودم با این دید کامنت منو بخونین!
اما در مورد شعرتون من نظر شخصیمو عرض کردم و با نظر دیگران کاری ندارم من اعتقاد دارم شعر ورای قواعد خاصه خودش یه نوع به دل نشستنم داره که اینکار به دل من ننشست حالا اگه همه غیر از این فک میکنن حتما ایراد از دل ماست!
در مورد شاعران این مجموعه هم من به نوبه خودم متاسفم این کم لطفی ها همیشه هست چاپ این مجموعه ازتشکرگذشته بود و نیاز به تقدیر داشت!!
مانا باشین...
سلام دوست نازنینم
اتفاقاً من خیلی هم دوستدار نقد و اعتراض به خودم هستم
مطمئنن حرفتون رو با جان و دلم خریدارم
در دنیای امروز که سرشار از ریا و دورویی ست،
رُک بودن نعمتی ست ارزشمند
در رگ خطابهای عاشقانه خون نمیدَوَد.
جنس ِ نعره جور نیست.
رودخانهها به گِل نشستهاند.
خنجر است و بس
آنکه سهم گـُردههای دلشکسته را درست میدهد.
بادبان فرو کشیدهاند زایران آب.
در گلوی شمع
شعلهای نمانده تا سر از سیاههء سکوت بر زند.
بوسه ـ این بهار ِ بی بدیل ـ
پـــلّه میخورد به یک نمایش کلیشهای.
هیچ جادّهای نمیرسد به رستگاری جنون.
دستِ مرگ از شُکوهِ پَر زدن تهیست.
قایقی کجاست
تا مسافران ِ تشنه را
با شرابِ چشمهای دوست همسفر کند؟
خستهاند عاشقان.
هنگامی که با تندباد حوادث جهان دست به گریبانی و با سرسختی طوفان زندگی در نبرد
تا می توانی ایستادگی کن
اما آنگه که نه پای رفتنت ماند و نه تاب ایستادن
بنشین و صبر کن
بدان که: طوفانهای زمانه را زمانیست و سختیهای دوران را دورانی
می گذرند و می گذارندت که برخیزی
مهم این است که :
برای برخاستن مهیا باشی
روز وصل دوستداران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد / گرچه یاران فارغند از یاد من / از من ایشان را هزاران یاد باد
سلام و سپاس فراوان
هیچگاه پشت پنجره ی دلم ابری نبوده است.هیچگاه رویش خاربردیوارخداراندیده بودم...
آه!ای تمام لحظه های بی باران!ای همه ی نگاه های ناامید میان باغچه افکارم برویید..
ممنون دوست خوب وهمکارفرهیخته ام به خاطرحضورتون[گل]
...
تا خواستم بُگریزم از خود ، رادیو اعلام کرد:
راه فرارِ از خویش را ، تا رویِ سر پوشیده برف
.
.
.
هر چند دیر است اما دلم نمیاید که عید رو به استادم تبریک نگم عیدتون مبارک
عیدت مبارک ایمان جان
راس ئیوشن له فرزگه سفره هفت سین خسنسو !؟
به اسم نمیشناسی استاد...
چون از شاگرداتون نبودم
ولی من از شاگردای شمام
شانه هایم انار دارد
و دست هایت سبد ها
تو در باغ نیستس و من...
خیال های خام می چینم...
عرض ادب استاد
زیبا بود مث همیشه
اگر چه پینه خورده دست چشم خوشه چین من
هنوز هم ز باغ چشم تو ، نگاه چیدنی ست !
جوانمرد
15 سال داشت. لبه خاکریز نشسته بود و با تفنگ دوربین دارش به سمت یه عراقی نشانه گرفته بود. چند بار سر اسلحه را داد پائین و دوباره نشانه گرفت.
گفتم: چرا معطلی بزن!
گفت: پشتش به منه!
گفتم: پشت و رو نداره، بزن!
گفت: ما نامرد نیستیم. دور از جوانمردیه که دشمن را از پشت بزنیم...
سلام صبح بخیر ..انشاالله صبح سبزی داشته باشید...
صبح شما بخیر و شادی
سبزمون کردین
علی عزیز به چند عکس نیاز داشتم که با اجازه ات از سایتت برداشتم. آن عکس پشت تریبون در برنامه ی کتابت که رسمی تر است کاش کیفیت بهتری داشت که به درد کار ما میخورد . بعد ازتمام شدن و ویرایش کار و چاپ پی دی اف را برایت می گذارم . فعلا یک کم بمان منتظر :)
سلام
معرفی نفرمودین قربان
عکس های دیگری هم هست که اگه موضوع رو بدونم متناسب با آن در اختیارتون قرار بدم
خــدایـــــــــا . . . . دستانم را زده ام زیر چانه ام ، مات ومبهوت نگاهت میکنم ، طلبکار نیستم ، فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی بامن ؟!
خدایا گرچه کفر است این ، ولی یک شب از این شب ها
فقط یک لحظه - یک لحظه - خودت را جای من بگذار
سلام عموجان خوبی ،
شعرت بی نهایت زیبا بود ، عکست هم که فوق العاده بود یادش بخیر چقد زود گذشت
سلام ماهی جان
این عکس و خودت زحمتش و کشیدی
دست گلت درد نکند
الهی! فانوس معرفتت به دلم بیاویز ، مبادا تاریک دل به سویت باز گردم...
آپم[گل]
نفرمایید استاد...
شما تاج سری...
درسته شاگردتون نبودم ولی ارادت خاصی بهتون داریم
جات خالی سفره هفت سین خسیمنو وتی علی محمدی نیه شعره ارامان بیوشه
وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .
در برابـــرش مسئولـــی . . .
در برابـــر اشکهایش . . .
شکستن غرورش . . .
لــحظه های شکستن در تنهایی . . . .
و اگر یـــادت بـــرود ! !
در جایـــی دیگر سرنوشــــت به یادت خواهـــد آورد . . . !
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
سلام و عرض اد
مثل همیشه عالی و خواندنی...
قالب وبلاگت روزگارو از بین بیشتر سرد میکنه رفیق ول سرماشم سخت نیس/ چون میگذرد غمی نیس!
ماندگار باشین
.
دوباره تحتِ تأثیر هوایِ پُر فشارِ غم
دلم یخ می زند اما چه باید کرد ؟ چاره چیست !
سلام... با این غزل وسط گرما یخ زدم!!!!!! ممنون...بسیار زیبا مثل همیشه....
راستی این مرداد چه اتفاقی رخ داده که نوشتید؛مرداد ماه زندگیمه؛ حدس زدم شاید تولد یکی از عزیزاتون مرداده؟!!
حدس درست جایزه داره
برای کشف اقیانوس های جدید
باید جرات ترک ساحل را داشت
این دنیا دنیای تغییر است، نه تقدیر !
نمی دانم بمانم یا به دست باد بسپارم
درخت بیدِ بختم را که تقدیرش پریشانی ست
سلام آپم منتظر حضورتون[گل]
آقای محمدی امسال چند جلسه اومدین دبیرستان حافظ و شیمی کمکمون کردین. چهارم ریاضی!
و من خوشحالم که با کمک همون چند جلسه تونستم چند سوال رو پاسخ بدم و امروز نتیجه ی کنکورم شده رتبه 6 هزار. هر چند رتبه دلخواه نیست ولی خب لازم بود که از تون تشکر کنم.
گرچه فکر کنم یه کم دیره برای تشکر کردن :D
ولی بدونید دوستتون دارم
وظیف ام بوده
کمِ مون رو قابل بدونین
سپاس از قدرشناسی ات نازنین دوست
استاداین همون کته که 16 سال پیش تنت بودهنوز می پوشیش؟یا عکست قدیمیه مربوط به 16 سال پیشه؟ شایدم شما عاشق رنگ قهوه ای و چندتا کت قهوه ای داری
ذهنمو مشغول کرده
کورنگی اگه اشتباه نکنم سبز و قرمز رو نمی تونه از هم تشخیص بده
ولی شما فک کنم خِل رنگی گرفتین که قهوه ای و زرد رو از هم تمییز نمیدین مهندس جان !
اون چارخونه بود و قهوه ای ! این زرد و کبریتی !
سلام استاد
جالب بود
متناسب با حال و هوای برفی
با یگ سپید کردی به روزم
هر چند مدتهاست به فراموشی سپرده شده ام
سبز باشی
و دلت سفید و پاک و بی آلایش و برفی
سلام شاعر
بروی چشم
نگران فراموشی نباش
گشتمان له هیورو چیمن هه سعدی و حافظ و خیام و فردوسی مینیگان !
با عرض ادب و احترام ویژه به ساحت گرامی استاد علی محمد محمدی
استاد ارزنده و گرامی جای دارد از محضر مبارکتان دعوت نمایم به سایت خود ((جویزر)) تشریف آورده و با راهنمایی های حکیمانه خود این مجموعه را یاری و چراغ راهی برای ادامه فعالیت این پایگاه بیافروزید
این دعوت به این لحاظ است که قلم مبارک شما نظرهایی بسیار ارزنده در سایت دوست خوبم . . . ((ایوانیان)) می نگارد و چون بیشتر مطالب این سایت بدون ذکر منبع از سایت مرجع جویزر کپی می شود دوست داریم اخبار و اطلاعات شهرستان بصورت دسته اول و بدون واسطه به محضر مبارکتان اطلاع رسانی گردد .
قبلا از حسن انتخاب و نظرهای حکیمانه تان قدر دانی می نماییم .
و من الله التوفیق
مدیریت سایت جویزر
همین رقابت سالم میتونه باعث انتقال سریع اخبار و ضریب بالای صحت و درستی خبر گردد
چشم خدمت می رسم و براتون آرزوی توفیق می کنم
در یکی از عملیات ها که برعلیه منافقین بود قرار شد منطقه ای را با موشک هدف قرار بدهیم. می گفت، من موشک ها را آماده کرده بودم، سوخت زده با سیستم برنامه ریزی شده ؛ موشک ها هم از آن موشک های مدرن نقطه زنی بود. ایشان از عمق عراق تماس گرفت که مقدم آماده ای؟ گفتم: بله. گفت: موشک ها چقدر می ارزد؟ گفتم مگر می خواهی بخری؟! گفت بگو چقدر می ارزد. گفتم مثلا شش هزار دلار. گفت: “مقدم نزن این ها اینقدر نمی ارزند.”
خیلی بعید است شما فرمانده ای وسط عملیات گیر بیاوری که اینقدر با حساب و مدبرانه عمل کند. هرکسی دوست دارد اگر کارش تمام است تیر خلاص را بزند و بیاید با این موفقیت عکس بگیرد، ولی سردار کاظمی در کوران عملیات بیت المال و رضای خدا را در نظر داشت. می دانید چرا؟ چون مولایش امیر المومنین(ع) بود که وقتی می خواست کار دشمن را تمام کند، کمی صبر کرد نکند هوای نفس، حتی کمی غالب باشد و بعد برای رضای خدا قربتاً الی الله دشمن را نابود کرد.
روحش شاد و یادش گرامی
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود
گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسهای در من، به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود
اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغلپیشه، بهانه اش نشنیـدن بود
چه سرنوشـت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود
ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺮﺍﺍﺳﻢ ﻫﻤﻪ ﺧﻤﯿﺮﺩﻧﺪﻭﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﺲ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺗﺎﻭﻗﺘﯽ ﻧﺴﯿﻢ ﻭﭘﻮﻧﻪ ﻫﺴﺖ , ﻏﻼﻡ ﻧﻌﻨﺎﯾﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ!
ﻧﺨﻨﺪﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻩ
سلام استاد مثل همیشه غزل زیبایی سرودین.موفق و ژیروز باشین