دوازدهمین روز هر ماه را بیشتر دوست دارم به گمانم قرص ماه در این روز در من به کمال می رسد و دریای دلم را طوفانی و پر جذر و مدّ می سازد !! تیرماهش بیشتر ! شاید چون گرم تر است و تیر تر !
آمد و زلزله در جان من انداخت و رفت
کار ِ ارگ بمِ ویرانِ مرا ساخت و رفت
لحظه ای بیش نبود ، آمدن و رفتن او
چون شهابی ، به شب دیده ی من تاخت و رفت
آن عزیزی ، که دل سبز مرا خشکانید
دِیه اش ، صاعقه ای بود ، که پرداخت و رفت
خواستم مالکِ مُلک دلِ خود باشم و لیک
یک نفر ، بیرقِ خود در دلم افراخت و رفت
دل بیچاره ی من ، در شبِ شاعر شُدنش
زود جَو گیر شد و قافیه را باخت و رفت
کاش !حال تن تبدارِ مرا می دانست
آنکه آتش به دلِ جنگلی انداخت و رفت
پ ن : این غزل را دوست هنرمندم آقای کمال گلرنگیان - استاد فوق ممتاز خوشنویسی - به رشته ی تحریر درآورده اند که اسکن می کنم و در اینجا تقدیم گل رویتان می نمایم !
چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه
سلام استاد واقعا زیبا بود همیشه این فکر ومیکنم که .......... وله که
چشم از قلب شکایت کرد و گفت:تو چرا عاشق میشوی و من باید اشک بریزم؟
قلب گفت:تو چرا نگاه میکنی تا من درد بکشم...!!!
سلام دوست عزیزوهمکارفرهیخته
سبک باش ای نسیم صبحگاهی
تفضل کنبدان فرصت که خواهی
زمین رابوسه ده دربزم شاهی
که داردبرثریا بار گا هی
اندیشه ات افزون باد
دوستان روایتی خوندم حیفم اومد شما رو بی نصیب بذارم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هرکس سی روز از ماه مبارک را روزه دار باشد گویی کل ماه را روزه دار بوده
داداشم توحرم امام رضاگیردادکه بشینه روویلچر
توحرم بودیم که حواسش به مابودیهوازویلچربلندشد
مردم بودن که بش هجوم آوردن بیچاره تموم لباسشوتیکه تیکه کردن
چقدالتماس کردشلوارشودرنیارن
فکردن حاجت گرفته
هیچی دیگه تا هتل مجبور شد بشینه رو ویلچر
امام جمعه خرم آباد :
هرکسی که روزه نگیرد و به دروغ بگوید که روزه است روزه اش باطل است
پ.ن نوشت:قابل توجه دانشجویانی که اونجا قبلنا درس خوندن آقا منظوری نداشتیم بخدا
سلام استاد..وقتت بخیر!
خیلی زیبا بود
سلام آقای محمدی!
اره بزرگوار حوال لیمان نیپرسی؟
شنفتم فارسو بیونه...
الاااااااااهی شکر
ولی مه همچنان له دور ایوان جار جاره دیونمدان...
بو سره به لیمان استاد یه رسم استادو شاگردی نیه وخدا
اویشه شاگرد جو منو استاده جو جنابالی!
سلام استادگرامی .....مابالاخره این کنکورو دادیم وخلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصص شدیم.....میگم هم چین غولی هم نبود ها...........
ولی فک کنم مام رفتیم پشت کنکور .......بعله
یه هم چین ادم متناقض گویی ام من
سلام آقای محمدی

12 عدد خیلی خوبیه
بخصوص تیر ماهش
مبارک باشه این 12 و همه ی دوازده های خوب زندگیتون
هزار گل اگرم هست ، هر هزار تویی
گل اند اگر همه اینان ، همه بهار تویی
به گرد حسن تو هم ، این دویدگان نرسند
پیاده اند حریفان و شهسوار تویی
زلال چشمه ی جوشیده از دل سنگی
الا که آینه ی صبح بی غبار تویی
دلم هوای تو دارد ، هوای زمزمه ات
بخوان که جاری آواز جویبار تویی
به کار دوستی ات بی غشم ، بسنج مرا
به سنگ خویش که عالی ترین عیار تویی
سواد زیستن را ، ز نقش تذهیبت
به جلوه آر که خورشید زرنگار تویی
نه هر حریف شبانه ، نشان یاری داشت
بدان نشانه که من دانم و تو ، یار تویی
برای من ، تو زمانی ، نه روز و شب ، آری
که دیگران گذرانند و ماندگار تویی
تو جلوه ی ابدیت به لحظه می بخشی
که من هنوزم و در من همیشه وار تویی
حسین منزوی
بله خوب 12 تیر! تولدم مبارک!!!!
کاره ارگ بم ویران خیلی وقته ساخته شده قربان!
واینکه بله آقای محمدی تا بوده همین بوده که عاشق می دهد آخر سزای دل سپردن را.....غزل قشنگیه، وصف والحاله
شب را
تا صــــــبح
مهمان کوچه های بارانی
خواهم بود
و برگ برگ دفتر غمگینم را
در باران
خواهم شست
آن گاه شعر تازه ام را
که شعر شعرهایم خواهد بود
با دستهای شاعرانه تو
بر دفتری که خالی است
خواهم نوشت
ای نام تو تغزل دیرینم
در باران
یک شب هوای گریه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم هوای تو را کرده است
حسین منزوی
خداوندا!
تو میدانی که انسان بودن وماندن در این دنیا....
چه دشوارست....
چه زجری می کشد آنکس که انسان است....
وازاحساس سرشاراست...
احتیاط !
در این شهرِ لاکردار
تمام کوچه باغ های عاشقی
به اتوبان های تنهایی وصل می شوند ...
زمانی که آسمان دلت از نامردی ها ابریست؛
به چشمانت اجازه باریدن نده که در خود شکستن،
بهتر از در نگاه دیگران شکستن است.
ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﯽﺧﻮﺭﯼ ﯾﺎ ﻣﯽﺑﺮﯼ؟
ﻭ ﻣﻦ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻡ.
ﭼﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻟﺬﺕﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ, ﻭ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎ ﺭﺍ
ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ...
.
.
.
البته من که فقط لذت بردم حالا این زیادی واسه خودش میگه...خخخخخخخخخخخ
شیطان به خداوند گفت:
چگونه است که بندگانت تو را دوست دارند ولی نافرمانی ات میکنند
در حالی که با من دشمنند و از من اطاعت میکنند.
خطاب رسید که ای ابلیس:
به واسطه ی همان دوستی که با من دارند و دشمنی که با تو ،
از نافرمانی های آنان در میگذرم…
وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت
خدا بیامرزدش، راحت شد
با لبه ی سینی حلوا چنان بکوبن تو دهنش
تا اونم راحت شه بیاد پیش من!!!
والا جای من اظهار نظر میکنه...
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ !
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻭﻝ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ . . . . . ﺑﻌﺪ ﻃﺮﻑ ﭼﺐ. . . . .
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺳﺮ ﺑﮑﺶ.ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺑﻌﺪ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﻮﺑﯿﺪ ﭘﯿﺸﻮﻧﯿﺘﻮﻥ ﺑﮕﯿﺪ:
اﻫﻬﻬﻬﻬﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻭﺯه اﻡ ،
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ به همین سادگی
و من الله توفیق
ما رو هم دعا کنید... :D
ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﭘﯿﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻫﺎ
ﻣﯿﻮﻣﺪﻥ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﺗﻮ ﭘﻬﻠﻮﻡ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ:
ﺑﻌﺪﯼ ﺗﻮﯾﯽ، ﺑﻌﺪﯼ ﺗﻮﯾﯽ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ
ﭼﻮﻥ ﺗﻮﯼ ﻣﺠﻠﺴﻬﺎﯼ ﺧﺘﻢ
ﻣﻨﻢ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ…!
.
.
.
.
ببخشید که دیر سر زدم...
این اشعار هم واقعا زیبا بود...
چون ازت انتقاد کردم نظرمو نگذاشتی متاسفم برات اقای شاعررررررررررررررررررررررر
سلام دوست منتقدم
چرا فکر میکنی تایید نکردم !!!!!!؟
من خیلی هم انتقاد پذیرم و با تمام وجود از انتقاد استقبال میکنم
شما برای پست قبلی کامنت گذاشتین منتها هر 50 تا کامنت یه صفحه رو اشغال می کنه !
پس شما برین پست قبلی ام و صفحه 3 کامنت ها ، هم کامنت خودتون هم پاسخ من و خواهید دید !
اینجا هم میذارمش که بخونینش :
سلام اقای محمدی یه انتقاد مردم امروزه دارن روزبه روز پیشرفت میکنن وحتی تاکره های خاکی دیگه رفتن اونوقت شما میای توبرنامه ایلام شعر از برگشتن به دوره قدیم وکفش های لاستیکی وزیر سیاه چادر زندگی کردن و....میگی واقعا از ادمی مثل شما بعیده
پاسخ:
سلام دوست منتقدم
اولاً اینکه سیر تحولات بازگشت ناپذیره ! منم فقط حسرت اون روزا رو به شعر کشیده ام !
اینکه دغدغه هامون ساده و دهاتی بود !
یادمه وقتی یه کفش لِک لِکی گرفته بودم و به جای بندهای سیاهش بند قرمز انداختم ! خدا شاهده وقتی تو خیابون راه میرفتم انگار با پرادو از تو خیابان رد میشدم !
یا تابستونا عشقم این بود که مدرسه تعطیل شه و قاچان بکنم و وقتی یه دونه ریگ اضافه مینداختم تو دست فوراً بگم خول خوم له خوم !
به هرحال هر شعری طرفدارا و منتقدان خاص خودش و داره و من باید به نظر هر دو احترام بذارم
دیروز صبح داشتم پیاده میومدم که پایین تر از پارک شهر جناب آقای مشهدی عبدالحسین جمالی کلی ازم تشکر کرد که حس و حال قدیمیا رو برامون زنده کردین !
حسش برام جالب بود !
حالا خوبه یه چیز بگم من خیلی ازاین چیزایی رو که گفتم بالشّخصه درک نکردم و خیلیاشم با پوست و استخوان لمس کردم !
این گذشته ی یک نسل بوده خدا کنه آینده از آن خوبانی مثل شما باشد
ای نگاه تو ...
نویسنده: منتقد
ایمیل:
سایت:
آی پی: 5.233.241.14 ایران
ارزیابی: + 0 - 0
سهشنبه 10 تیر 1393 @ 19:26
ویرایش پاسخ | حذف | نپذیرفتن
درود بر شما شاعر و استاد گرامی
غزل های شما زیبا و ناب هستند.متشکرم از اومدنتون به وبلاگم.
زندگی همچنان سخته استاد و روز به روز به جای چشیدن طعم ارامش به تحمل سختی ها عادت می کنیم.دیگه دوره فوق لیسانسم هم داره تموم میشه ولی گویا همچنان راه بازه برای تحصیل علم!!ایشالا دکترا بخونم!!
ما تا اومدیم لیسانس گرفتیم گفتن فوق لیسانس مده تا فوقمونو گرفتیم گفتن دکترا مده.موندم وقتی دکترا هم قبول بشم چه خاکی باید به سر بریزم؟
وقتی یه کامنتو بی پاسخ تایید میکنین یعنی حروم شد!
لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
می شد بدانم که اینکه خط سر نوشت من
از دفتـــــر کــــدام شب بستــــه وام شد ؟
اول دلــم فراق تو را سرسری گرفت
و آن زخم کوچک دلم آخر جذام شد
شعر من از قبیله خونست خون من ،
فـــــواره از دلــــم زد و آمد کلام شد
سلام برشما مهندس گرامی وگرانسنگ
قربان خوشحالم در این گرمای تابستان که قحطی احساس ازش می باره شما عنایتی به روح دادین و حس بهاری و زنده کردین . دست مریزاد در ضمن به روزم تشریف بیارین
در این قحط سال دمشقی
اگر حرمت عشق را پاس داری
تو را می توان خواند عاشق
وگرنه به هنگام عیش و فراخی
به آواز هر چنگ و رودی
توان از لب هر مخنث
ره عاشقی را شنیدن سرودی
"محمدرضا شفیعی کدکنی"
سلام دکتربانو
چشم الساعه
پیرمرد از صدای خر و پف پیر زن هر شب شکایت داشت !
پیر زن هرگز نمی پذرفت ...
شبی پیر مرد آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند ...
اما صبح پیر زن دیگر هرگز بیدار نشد ...
و آن صدای ضبط شده لا لایی هر شب پیر مرد شـــد ...
الههههههههههههی... !!
سلام استاد یه سری کلمات رکیک تو این نظراتت هست که از شما استاد شعر و ادب انتظار نمیره تاییدشون کنی
ممنون از تذکر متعهدانه تون
پوزش میخوام از شما و همه ی مخاطبان فهیم و ادب دوستم
سلام آقای محمدی خوبی؟؟؟؟؟؟
دیگه به وبمون سر نمی زنی
راستی می خوام بیام تو انجمن شعر
یه چند شعری که گفتم ارائه بدم
فک می کنی بهترین شاعر شم
سلام رسول جان
چشم میام و مطالب زیباتون و می خونم
خوش اومدی پاتون به روی دیده
انشالله همینجوری هم بهترین شاعر هم هستین
sghl
آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
البته ورزشی خوشحال میشم بیاین[گل]
درود استاد
...
کاش !حال تن تبدارِ مرا می دانست
آنکه آتش به دلِ جنگلی انداخت و رفت
.
.
.
بی نظیر و خواندنی چون همیشه...
سپاس
سلام خوبی ؟ طاعات و عباداتتون قبول
خوش اومدی
خدایا!
همه رفتند...
پس خودت مرا در آغوش بگیر
که دلم به اندازه دنیا "گریه "دارد...
سلام بر استاد مهربان...
زیبا بود.این غزلتون حال و هوای دیگه ای داشت...
سلام اقای محمدی ازاینکه جواب دادین ممنون اما شعر هایی که سبک سهراب سپهری هستن بیشتر بگین چون به شخصه بیشتر تحت تاثیر این اشعار قرار میگیرم چون از نقطه ها ونکته های ریز در زندگی صحبت میکنه که هر گز انسانها به ان فکر نمیکنن ممنون خدانگهدار
آره شعرهای سهراب واقعاً در بین نسل جوان طرفداران و مخاطبان بی شماری دارد
شعرهای سهراب تلفیقی از مجاز و وواقعیت است که زیبایی و عمق خاصی به شعرهایش می بخشد
من مسلمانم .
قبله ام یک گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده ی من .
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.
در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .
سنگ از پشت نمازم پیداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته ی سرو.
من نمازم را ، پی « تکبیرة الاحرام » علف می خوانم،
پی « قد قامت » موج .
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست .
کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر.
« حجر الاسود » من روشنی باغچه است .
سلام وبلاگدون زیباس اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن تا لینکت کنم [گل][گل]
خوش اومدین
لینک شدین
استاد خوبی اگه گذرت افتاد به شهرمون افتخار بده ببینیمت
شهر تو آن سوی این دیوار هاست
شهر تو بالاتر از پندار هاست !
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبـــدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک،چک چک،چکار با پنجره داشت؟
باران که نبارید زمین می پوسد !!
به آدمها تکیه نزن !
آدمها هم مثلِ دیوار با زلزله ی نگاه دیگری پشتت را خالی میکنند..
یک اتّفاق ساده بود، چیزی شبیه زلزله
آوار شد لیلائی و . . . دیدند قیسی مُرده است
سلام
بسیار جالب و گیرا بود
تو استناد غزل های ناب عاشقانه ای
شاه بیتش....زود جو گیر شد و قافیه را باخت و رفت
عالی بود استاد
دست مریزاد
دعوتی به یک دو بیتی کردی
سلام شاعر همتبارعزیز
خوش آمدی
چشم می آیم و شعرهای زیبای کردی ات را سر می کشم !
دوست جان روزا و شبای بدی رو میگذرونم ....
ما هیچ وقت به هم نمی خوریم
و سر این آسایش گاه
به خاطر من شلوغ نشده است ؟!
صدایم را به درونم می ریزم
شانه هایم اما آرام نمی شوند
نامرد نمی فهمد
دیوانه ها هم نیاز به توجه دارند
عاشق می شوند
واگرهرروز
چند دقیقه دیرتربه اتاقم بیاید
آنقدر بلند گریه می کنم
که دل هیچ پرستاری به خندیدنم قرص نشود
دکتر حال من بد است؟
دکتر حال من بد است
تزریق انگشتان توست
که اگر زیر پوستی هم اثر کند
آرام می گیرم و
زیرجنون برگه ای را امضا نخواهم کرد.
خدایا آنقدر خرابم که هیچ مرهمی آرامم نمیکند.مرا در آغوش خود بگیر،دلم آرامشی خدایی میخواهد…
این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکر
روح من تشنه ی یک زمزمه ی نیمایی ست !
سیگارم را نصفه میکشم
به یاد رفیقی که همیشه میگفت:
"یه نخ روشن کن دوتایی بکشیم..."
آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم استاد . فقط زود بیاین چون ممکنه کامنتتون تقلب محسوب بشه . هرچند من شما رو خیلی خوب میشناسم و گزینه 2 رو انتخاب میکنین
sسلام استاد عزیزم باعث افتخار منه که شما به وبلاگ من اومدین الان دیگه هستم این مدت دانشگاه و درس نذاشت که درخدمت باشیم .راستی هنوز سه شنبه ها انجمن برگزار میشه که از نزدیک شما رو زیارت کنیم ؟؟
لطف دارین شما
یه چند وقتیه بخاطر مشغله م نرفتم اونجا
ولی همون سه شنبه ها ساعت تابستونیش 5 تا 7 عصره
مرداب امانم را برید.........
روزی که لجن لجش گرفته بود
میون یه دشت لخت
زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام
سلام استاد . خب شیلی رو هلند 2 بر صفر شکست داد . مکزیکی رو ک برزیل باش صفرصفر کرد ، هلند دو یک برد . بهرحال امیدوارم هلند برزیل برن فینال . تا روی هر چی آلمانی و آرژانتینی کم بشه دل مام خنک بشه استاد . مرسی استاد ک اومدین
ایشالله همینجور شه !
سلام استاد . میدونستم که از هوادارای متعصب برزیل هستین . شیلی ک تونست اسپانیارو 2 بر صفر ببره ، اسیر تاکتیک هلند شد اسیر تفکرات مربی کاربلدی مثل فن خال ، وگرنه این تیم توی هر گروهی جز این قرار داشت صدرنشین صعود میکرد و حالاحالاها با جام کار داشت ! هلند با یک شکست تحقیر آمیز باعث و بانی حذف اسپانیا شد . مکزیکی رو شکست داد ک تیم هایی چون برزیل و کرواسی از شکست دادنش عاجز شده بودن .... کاستاریکایی رو حذف کرد ک از گروه مرگ صدر نشین بالا اومد و بلیط برگشت ایتالیا و انگلیس رو صادر کرد . اینا کم چیزی نیست اونم با یه تیمی جوون و بازیکنایی کم نام نشون بجز روبن و فن پرسی ... اسنایدر و کویت دیگه اون اقتدار همیشگی رو تو بازیشون نمیشه دید . تا اینجام ک اومده خیلی با ارزشه حتی اگه قهرمان نباشه . فقط امیدوارم یه فینال تماشایی بین هلند و برزیل رو شاهد باشیم . قدم بر دیده ی ما گذاشتین استاد خوبم .
امشب یه پای فینال مشخص میشه
در این دنیای پر از دروغ
تنها بودن خیلی بهتر از بودن با کسی است
که بخواهی دائم خودت را به او یادآوری کنی
تا فراموشت نکند
تمام شد همه ی آن پریده رنگیهام
مباد آنکه دگر دل به ناکسان بدهم !
سلام استاد
سلام مهندس جان
خوبی عزیز ؟
کاش !حال تن تبدارِ مرا می دانست
آنکه آتش به دلِ جنگلی انداخت و رفت!
سلام استاد عزیز
درود به قلم شیواتون. زیبا بود
مرسی زهرا خانم
رسالت بعضی از آدمها این است
می آیند در زندگیت یک جای خالی بگذارند و بروند
اما فراموش می کنند که جای خالی اشان هرگز با کسی پر نخواهد شد
جایت را
با بهار عوض کن
امسال
جای تو خالی تر است
--
یک شعر
دو شعر
صد شعر
هزار شعر...
جای خالی ات پر نمی شود
---
ابر
باد
باران
برف
اما... جای خالی تو را
با هیچ کدام از اینها نمی شود پر کرد
----
بغض هایم را می شمارم
جای خالی ات را
پر از بغض می کنم
-----
چشمهایم را میبندم
اما...
پر از جای خالی توست!
دوست مجازی من...
چند وقت است برایت مینویسم
و تو میخوانی
وگاهی تو مینویسی و من میخوانم
دوست مــــــــــجازی من
این روزها درد دلهایمان را
به زبان نمی آوریم
تایپ میکنیم
مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود
روی دیوار احساس چه کسی مینوشتیم
نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی
پشت هر یک از این نوشته ها یک نفرنشسته است
میخواند،فکر میکند،گاهی هم گریه میکند،یا میخندد
برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری
مینشینی برای دل خودت
گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار
ولی میدانم
قدر تمام لبخندهایت تنها هستی
اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی
دوست مــــــــــجازی من
گاهی آنقدر بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد
فراموش میکنیم خودمان را
دور میزنیم منطق و باورهایمان را
میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم
نمیدانم....
شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد
دوست مجازی من
بودنت را قدر میدانم
به قول یکی از پست های خودت :
بَعــضـــیـ ها فَقــَــط رَهْـــگُـذرنـــد
میـ آینــــــــد کِهـ نمانــنـد
از هَمـــــــان اولْ...
میـ آینـــــــد کِهـ برونـــد
یـــــادتْ بـــاشَـد
هیچــــ وقـــتْ دل نبندی به بودنـِشــــــانــْــ !!!
چــون وقتــــــی بــــرَونــْـد
تــــــو میـ مانـــی و دلی کِهـ
دیگـــــر تــــــا اَبـــَــد
دل نمیـ شــــود برایــَـتْ...
سلام برادر خوب همیشه شاعرم . غزلت را خواندم و قند مکرر بود . این بیتش را بیشتر دوست داشتم :
دل بیچاره ی من ، در شبِ شاعر شُدنش
زود جَو گیر شد و قافیه را باخت و رفت
سلامت باشید وهمچنان شاعر ونویسا و ما هم ازدیدن این همه زیبایی واژگان سرخوش و شاد .
با احترام همیشه : آجی
مرسی.
البته اینم یه قسمت دیگه از کامنتتون بود که یادتون رفته بود اسمتون و بنویسین شاید این کامنتتون بهتر و صریح تر بود بالاییه ولی رعایت کردین
شعرت قشنگه داداش ولی جزئ شعرهای معمولی وخوبته ، عالی نیست(با عرض معذرت به خاطر پررویی ) انگار همینجوری گفتی که به کسی پیشکش کنی زیاد متأثرم نکرد. ایراد و اشکال خاصی نداره ها ولی مث شعرای شورانگیزت نیس. ترکیبات مث قبلیا بدیع ومنحصر به فرد خودت نیس . اما شعر خوب و روانیه و مرسی!
از این خوشم اومد:
دل بیچاره ی من ، در شبِ شاعر شُدنش
زود جَو گیر شد و قافیه را باخت و رفت
سلام مجدد تا جایی که یادمه این پیامو به صورت خصوصی برای خودتون گذاشته بودم و اسمم نوشته بودم.اما این بزرگواری وانتقاد پذیری شما رومی رسونه که تاییدش کردین . مرسی
سلام آقای محمدی ببخشید این آدرس وب جدیدمه اگه میشه اینو هم لینک کنین
مبارک باشه
لینک شدین !